{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه‌ی من قصه‌ی شب...

قصه‌ی من قصه‌ی شب...
فریاد درون حس یه درد...
دیدگاه ها (۰)

خودشو کشت همون روز...همون رو که ا تو میپاشید...

از بچگی بهم گفتن:...بزرگ میشی یادت میره...

چند سالی هست همینه حالم...دارم میمیرم شبی یه بار...

سخت میشه حرف زدن...وقتی نگاهارو میشه خوند...

کودکی ام قصه درد!

قصّه‌ی آن نتوان گفت مگر روز وصالهر چه بر خسته‌دلان در شب هجر...

هر کسی فکرش آشوب است ...شب ها هر کسی پشت پنجره ی خانه اش درو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط