👤: بچهها، من RM از BTS رو دیدم... دستام از استرس میلرزه
👤: بچهها، من RM از BTS رو دیدم... دستام از استرس میلرزه، ولی نمیخوام لحظهای که داره با دوستاش خوش میگذرونه رو خراب کنم. نشسته و با دوستاش آبجو میخوره. فقط میخوام این گل رو بهش بدم. من و دوستم این گل رو برای اون خریدیم... خدایا، تمام بدنم داره میلرزه، ولی نمیخوام بیاحترامی کنم. برای همین نمیدونم باید برم و گل رو بهش بدم یا نه. دارم دیوونه میشم. 😭
در نهایت شجاعتش رو جمع کرد و گل رو به نامجون داد و بعداً نوشت:
👤: اون مشغول وقت گذروندن و استراحت خودش بود، برای همین نمیخواستم مزاحمش بشم؛ اما گلها دستم بود و فرصتش پیش اومد که بهشون بدم. اون گل رو گرفت و گفت:
«اوه، ممنون! روز خوبی داشته باشید!»
در نهایت شجاعتش رو جمع کرد و گل رو به نامجون داد و بعداً نوشت:
👤: اون مشغول وقت گذروندن و استراحت خودش بود، برای همین نمیخواستم مزاحمش بشم؛ اما گلها دستم بود و فرصتش پیش اومد که بهشون بدم. اون گل رو گرفت و گفت:
«اوه، ممنون! روز خوبی داشته باشید!»
- ۲۳۰
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط