{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لئو تولستوی، پابلو پیکاسو آنها هرگز یکدیگر را ملاقات نکرد

لئو تولستوی، پابلو پیکاسو آنها هرگز یکدیگر را ملاقات نکردند. این یک گفتگوی خیالی است که در مقابل نقاشی سال ۱۹۰۹ پیکاسو با عنوان «زن با گلابی‌ها»، که پرتره‌ای از فرناند اولیویه است، شکل می‌گیرد.تولستوی معتقد بود هنر باید احساسات واقعی را از یک فرد به فرد دیگر منتقل کند؛ هنر باید پلی میان روح‌ها باشد.کوبیسمِ اولیه‌ی پیکاسو، چهره را به صفحاتِ متغیر تقسیم کرد و این ایده را که می‌توان یک فرد را تنها از یک زاویه‌ی ثابت به تصویر کشید، رد کرد.از نظر تولستوی، این نقاشی ممکن است به اثری خصوصی تبدیل شود: معمایی که آدم‌ها را از هم جدا می‌کند.اما از نظر پیکاسو، این نقاشی صادقانه‌تر از یک آینه عمل می‌کند: حافظه، میل، ترس و زمان، همگی در یک چهره حضور دارند.بنابراین پرسش فقط این نیست: «چهره‌ی او کجاست؟»بلکه این هم هست که: آیا هنر باید به ما کمک کند تا یکدیگر را بشناسیم؟ یا باید آشکار کند که ما چقدر کم واقعاً یکدیگر را دیده‌ایم؟شما طرفدار کدام دیدگاه هستید؟ #پیکاسو #تولستوی

#هنرگرد
دیدگاه ها (۰)

نقاشی انتزاعی آبرنگ اثر پل کله

افسانه گل اثر پل کله

پرتره دکتر گاشه اثر وینسنت ون گوگ

مسیح زرد. اثر پل گوگن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط