{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنارعزیزترینم

داشتم
لباس هایم رامی شمردم می خواستم ببینم در چند دست لباس تا همین جا
گفته ام دوستت دارم
داشتم می شمردم
که صدای چوب رختیِ اتاقم را
شنیدم
که عطر تو از صدایش بلند شده بود
داشتم می شمردم
که صدای بوسه هایت را
از لای یکی از پیراهن هایم شنیدم
آری همانی که برای اولین بار گونه هایت را روی سینه ام گذاشتی
و با چشمهایت خمیازه ی بلند کشیدی..
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنارعزیزترینم

عاشقانه های شبنم درکنارعزیزترینم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 34["ویو سلین"]قدم آخر را برداشتم...

‌#بادیگارد_سرد_منپارت ⁸ویو لارا______لبخندی بر لبِ خونینبا ت...

پارت 1 راز ستارۀ درخشان بخش اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط