{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس از ساعتی که بگذشت ؛ آنگاه که پرتو های آتش و نور و چراغ

پس از ساعتی که بگذشت ؛ آنگاه که پرتو های آتش و نور و چراغ به تاریکی و خاموشی فرو میروند چنان که از این دنیا جدا هستم و به فکر فرو میروم و گاهی هم درون فکر ها و تصورات و خیالات غرق میشوم گویی متولد شده از همان جهان هستم و جنس تن و روح من هم از جنس همان رنگ و خیال و جادو است ...
و چه‌میشه کرد که تمام فکر ها را با زیبایی و طراوت سرشت نداده اند و همان گاه غرق میشوی درون دریایی بی رحم و پر از غم و پنداری که توانایی تلاش برای زنده ماندن از تو گرفته شده ..
و چقدر دردناک است ...
وقتی به ته ان اقیانوس میرسم و دوباره به دنیای واقعی و پر از رنج باز میگردم و قطره اشکی از چشمانم جاری می‌شود و نمی‌توانم دیگر از فکر ان حال غریب نجات پیدا کنم و این چرخه برای من بار ها و بار ها تکرار می‌شود تا تمام وجود و بال های مرا بجود و خورد کند ...
پس ببخش مرا اگر درون خاطرات بد تو قرار گرفته ام ...
دیدگاه ها (۰)

باید یکم ادیتش کنم هر جا که باشم در هر حالی که باشم به تو فک...

هرجایی که ادم مورد علاقم باشن اونجا مکان مورد علاقمه ...

آیا جراتش را خواهی داشت ..؟!

فرشته از نظر بقیه :✨️🧝‍♀️🧚🏻‍♀️فرشته از نظر من : Lily

چند پارتی

تکاپو پارت ۶۷:ریتم هماهنگ قلب ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍همان نگاهِ نافذ در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط