سخنان تحلیلگر ژئوپولیتیک آمریکایی را بشنوید.حقیقتاً جگر ا
سخنان تحلیلگر ژئوپولیتیک آمریکایی را بشنوید.حقیقتاً جگر انسان میسوزد:راهبرد آمریکا در قبال ایران پس از آنچه «آتشبس» نامیده میشود، کاملاً روشن است.
آمریکا با وعده صلح و دیپلماسی، به کسانی که فقط میخواهند زنده بمانند، نفس بکشند و به زندگی عادی برگردند، امید میدهد.
اما هدف این است که هر برتری و اهرم فشاری را که طرف مقابل در اختیار دارد، از بین ببرد.
در غزه، آمریکا چندین بار آزادی گروگانها را تضمین کرد، اما بعد از توافق، از تعهداتش عقب نشست و اجازه داد کارزار نسلکشی و گرسنگی ادامه پیدا کند.
این روند سالها ادامه یافت تا اینکه حماس در نهایت همه گروگانها را آزاد کرد.
در مورد ایران نیز، آمریکا توانست تنگه هرمز را دوباره باز کند و میلیونها بشکه نفت را بار دیگر وارد همان چرخهای کند که در پی نابودی ایران است.
ایران معمولاً تلاش میکند تا حدی صلح را حفظ کند.
اما در چنین نبردی، صلح با خویشتنداری به دست نمیآید؛ بلکه فقط با یک پیروزی قاطع حاصل میشود و چنین پیروزیای نیز تنها از مسیر تشدید تقابل ممکن است؛ هرچند این مسیر با رنج و خسارت همراه خواهد بود.
چند هفته پیش «پیروزی کامل» ایران توصیف میکردند.
بازار جهانی نفت تحت فشار بود، ذخایر راهبردی نفت آمریکا کاهش یافته بود، افزایش سفرهای تابستانی بازار انرژی را تحت فشار بیشتری قرار داده بود و انتخابات میاندورهای آمریکا نیز نزدیک میشد.
اما بهجای ادامه این مسیر، مذاکرهکنندگان ایرانی توافقی را با دشمنی امضا کردند
این تصمیم مانند آن بود که یک ارتش، موقعیت برتر خود را روی بلندی رها کند و پایین بیاید تا در زمینی همسطح با دشمن بجنگد.
در نهایت نه پیروزی قطعی به دست آمد، نه توافقی ماندگار شکل گرفت و نه امتیازهایی که ردوبدل شد.
ایران با منابع محدود و در حالی که از هر سو با دشمنان روبهرو است، تنها زمانی میتواند در یک جنگ فرسایشی موفق باشد که بتواند در فاصله آغاز جنگ تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، بیشترین هزینه را به طرف مقابل تحمیل کند.
اما اگر جنگ از این بازه زمانی عبور کند، ابتکار عمل دوباره به دست آمریکا و اسرائیل میافتد ؛ زیرا آنها از نظر منابع مالی، امکانات، زیرساختهای نظامی، شرکای اقتصادی و شبکه متحدان، برتری قابلتوجهی دارند.
اینطور وانمود نکنید جنگ پایان یافته ، جنگ پایان نیافته؛ فقط وارد مرحلهای پیچیدهتر و فریبکارانهتر شده است.
ایران لازم نیست مدام به قدرتهایی که فقط زبان قدرت را میفهمند ثابت کند که منطقی است یا دموکراتیک است.
یا ایران با تحمیل هزینههای سنگین، طرف مقابل را به پذیرش یک توافق واقعی و پایدار وادار میکند، یا در این تصور که دیپلماسی بهتنهایی میتواند نجاتش دهد، بهتدریج فرسوده خواهد شد.
نبرد برای بقا چیزی نیست که در آینده آغاز شود، همین حالا آغاز شده است.
پ ن:
یادتان میآید وقتی ترامپ آتشبس نیاز داشت، چگونه دست پاچه شروط دهگانه ایران را پذیرفت ؟!
گفتیم اعتماد نکنید، خرش از پل بگذرد دوباره طغیان خواهد کرد؛
حالا میبینید چگونه هتاکی و توهین و حمله میکند !؟.
دیدید مذاکره فقط برای سرد کردن کشور از شرایط جنگی و هزینهزا کردن مجدد آن، برای ایران بود!؟.
ترامپ هر آنچه که غربیهای وحشی لایق آن هستند را به رهبران و مردم ایران نسبت داد.
حتما خودتان شنیدهاید و من دوست ندارم بار دیگر آن واژگان و توهینها را تکرار کنم.
این یکی دیگر از دلایلی است که رهبر شهید فرمود مذاکره با اینها شرافتمندانه نیست!
آمریکا با وعده صلح و دیپلماسی، به کسانی که فقط میخواهند زنده بمانند، نفس بکشند و به زندگی عادی برگردند، امید میدهد.
اما هدف این است که هر برتری و اهرم فشاری را که طرف مقابل در اختیار دارد، از بین ببرد.
در غزه، آمریکا چندین بار آزادی گروگانها را تضمین کرد، اما بعد از توافق، از تعهداتش عقب نشست و اجازه داد کارزار نسلکشی و گرسنگی ادامه پیدا کند.
این روند سالها ادامه یافت تا اینکه حماس در نهایت همه گروگانها را آزاد کرد.
در مورد ایران نیز، آمریکا توانست تنگه هرمز را دوباره باز کند و میلیونها بشکه نفت را بار دیگر وارد همان چرخهای کند که در پی نابودی ایران است.
ایران معمولاً تلاش میکند تا حدی صلح را حفظ کند.
اما در چنین نبردی، صلح با خویشتنداری به دست نمیآید؛ بلکه فقط با یک پیروزی قاطع حاصل میشود و چنین پیروزیای نیز تنها از مسیر تشدید تقابل ممکن است؛ هرچند این مسیر با رنج و خسارت همراه خواهد بود.
چند هفته پیش «پیروزی کامل» ایران توصیف میکردند.
بازار جهانی نفت تحت فشار بود، ذخایر راهبردی نفت آمریکا کاهش یافته بود، افزایش سفرهای تابستانی بازار انرژی را تحت فشار بیشتری قرار داده بود و انتخابات میاندورهای آمریکا نیز نزدیک میشد.
اما بهجای ادامه این مسیر، مذاکرهکنندگان ایرانی توافقی را با دشمنی امضا کردند
این تصمیم مانند آن بود که یک ارتش، موقعیت برتر خود را روی بلندی رها کند و پایین بیاید تا در زمینی همسطح با دشمن بجنگد.
در نهایت نه پیروزی قطعی به دست آمد، نه توافقی ماندگار شکل گرفت و نه امتیازهایی که ردوبدل شد.
ایران با منابع محدود و در حالی که از هر سو با دشمنان روبهرو است، تنها زمانی میتواند در یک جنگ فرسایشی موفق باشد که بتواند در فاصله آغاز جنگ تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، بیشترین هزینه را به طرف مقابل تحمیل کند.
اما اگر جنگ از این بازه زمانی عبور کند، ابتکار عمل دوباره به دست آمریکا و اسرائیل میافتد ؛ زیرا آنها از نظر منابع مالی، امکانات، زیرساختهای نظامی، شرکای اقتصادی و شبکه متحدان، برتری قابلتوجهی دارند.
اینطور وانمود نکنید جنگ پایان یافته ، جنگ پایان نیافته؛ فقط وارد مرحلهای پیچیدهتر و فریبکارانهتر شده است.
ایران لازم نیست مدام به قدرتهایی که فقط زبان قدرت را میفهمند ثابت کند که منطقی است یا دموکراتیک است.
یا ایران با تحمیل هزینههای سنگین، طرف مقابل را به پذیرش یک توافق واقعی و پایدار وادار میکند، یا در این تصور که دیپلماسی بهتنهایی میتواند نجاتش دهد، بهتدریج فرسوده خواهد شد.
نبرد برای بقا چیزی نیست که در آینده آغاز شود، همین حالا آغاز شده است.
پ ن:
یادتان میآید وقتی ترامپ آتشبس نیاز داشت، چگونه دست پاچه شروط دهگانه ایران را پذیرفت ؟!
گفتیم اعتماد نکنید، خرش از پل بگذرد دوباره طغیان خواهد کرد؛
حالا میبینید چگونه هتاکی و توهین و حمله میکند !؟.
دیدید مذاکره فقط برای سرد کردن کشور از شرایط جنگی و هزینهزا کردن مجدد آن، برای ایران بود!؟.
ترامپ هر آنچه که غربیهای وحشی لایق آن هستند را به رهبران و مردم ایران نسبت داد.
حتما خودتان شنیدهاید و من دوست ندارم بار دیگر آن واژگان و توهینها را تکرار کنم.
این یکی دیگر از دلایلی است که رهبر شهید فرمود مذاکره با اینها شرافتمندانه نیست!
- ۵۱۹
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط