دآیی شوکآ صحبت میکنه
عالیه سیسیااااا
محشرعهههههههههههههههههههههه من محو خدایم و خداان من استتتت
برگشتم شمالل
فکن کنار خونمون تو طهران صدا اومد
من اومدم شمال دوباره
بعد شمالم زدنننن ما سمت چمستانیم ولی جزو نور حساب میشیم
و خوب چمستانو زدنحححح
اره خلاصه زندگیم شبیه پلنگ صورتیه
با رفیقام از صبه تو بازاریم فکنم ده اینا بعد یک و نیم برگشتیم خونه و بچهااا
یک عالمههههههههههه لواشک فقط تو راه برگشت خوردیم و ناهارم جاتون خالی کباب زدیم
من کلا بازار خیلی دوست دارم اون وایب حس باحالش
بعد رفتیم ماهی بخریم و خوب از تو خود اب دراورد جلومون چشم کشت
با چوب.. دردناک بودحح
خلاصه اره بعدا میگفم بقیش چی شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنؤن کهٔ تآ اینجآ خؤندین دآیی شـوکآ دوستؤن دآرهٔ
محشرعهههههههههههههههههههههه من محو خدایم و خداان من استتتت
برگشتم شمالل
فکن کنار خونمون تو طهران صدا اومد
من اومدم شمال دوباره
بعد شمالم زدنننن ما سمت چمستانیم ولی جزو نور حساب میشیم
و خوب چمستانو زدنحححح
اره خلاصه زندگیم شبیه پلنگ صورتیه
با رفیقام از صبه تو بازاریم فکنم ده اینا بعد یک و نیم برگشتیم خونه و بچهااا
یک عالمههههههههههه لواشک فقط تو راه برگشت خوردیم و ناهارم جاتون خالی کباب زدیم
من کلا بازار خیلی دوست دارم اون وایب حس باحالش
بعد رفتیم ماهی بخریم و خوب از تو خود اب دراورد جلومون چشم کشت
با چوب.. دردناک بودحح
خلاصه اره بعدا میگفم بقیش چی شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنؤن کهٔ تآ اینجآ خؤندین دآیی شـوکآ دوستؤن دآرهٔ
- ۳.۰k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط