{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دآیی شوکآ صحبت میکنه

عالیه سیسیااااا
محشرعهههههههههههههههههههههه من محو خدایم و خداان من استتتت
برگشتم شمالل
فکن کنار خونمون تو طهران صدا اومد
من اومدم شمال دوباره
بعد شمالم زدنننن ما سمت چمستانیم ولی جزو نور حساب میشیم
و خوب چمستانو زدنحححح
اره خلاصه زندگیم شبیه پلنگ صورتیه
با رفیقام از صبه تو بازاریم فکنم ده اینا بعد یک و نیم برگشتیم خونه و بچهااا
یک عالمههههههههههه لواشک فقط تو راه برگشت خوردیم و ناهارم جاتون خالی کباب زدیم
من کلا بازار خیلی دوست دارم اون وایب حس باحالش
بعد رفتیم ماهی بخریم و خوب از تو خود اب دراورد جلومون چشم کشت
با چوب.. دردناک بودحح
خلاصه اره بعدا میگفم بقیش چی شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنؤن کهٔ تآ اینجآ خؤندین دآیی شـوکآ دوستؤن دآرهٔ
دیدگاه ها (۱۴)

دآیی شوکآ صحبت میکنه

دآیی شوکآ صحبت میکنه

دآیی شوکآ صحبت میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط