{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم

خوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیم

دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز

خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم

با گریه خونین من و خنده مهتاب

آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم

از چشم تو سرمست و به بالای توهمدست

صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم

زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش

ما رشته مهر از همه بگسیخته بودیم.
دیدگاه ها (۰)

وقتی دوستش داری یه راهی پیدا می کنی کنارش باشیجهان اگر برپاس...

یه فن آرت قشنگ و جذاب از فیلم Extraction 2 ببینیم.👌

این گیف حکایت خیلی از آدماس! آدمها را به میزان درکشان بسنج ن...

پاسخ محمدعلی کلی، اسطوره بوکس جهان به این سوال که چندتا بادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط