ماجرای مذاکرات گرگ و الاغ
ماجرای مذاکرات گرگ و الاغ
الاغ هربار میرفت تا گرگ میز را به زد
الاغ تعجب کرد گفت مگه قول نداده بودی؟
گرگگفت:من هیچوقت روی قولم حساب باز نکرده بودم
این تو بودی رو قول من حساب باز کرده بودی...
الاغ هربار میرفت تا گرگ میز را به زد
الاغ تعجب کرد گفت مگه قول نداده بودی؟
گرگگفت:من هیچوقت روی قولم حساب باز نکرده بودم
این تو بودی رو قول من حساب باز کرده بودی...
- ۱.۳k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط