{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست که نیست

«تو به من گفتی: ازین عشق حذر کن»، آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت است که نیست

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفسهای کسی هست که نیست
دیدگاه ها (۰)

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیستو دلم غرق تمنای کسی هست ک...

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیستو دلم غرق تمنای کسی هست ک...

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیستو دلم غرق تمنای کسی هست ک...

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیستو دلم غرق تمنای کسی هست ک...

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیستو دلم غرق تمنای کسی هست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط