من نمیتونم خودم رو بشناسم انگار هیچ کنترلی روی خودم ندارم

من نمیتونم خودم رو بشناسم انگار هیچ کنترلی روی خودم ندارم...
هم میدونم هم نمیدونم...
هم میخوام هم نمیخوام...
نه میدونم غلطه نه میدونم درسته....
سردرگمم افکارم ذهنم روحم درگیر شده انگار به یک بیماری مبتلا شدم که درمانی نداره...
بلا تکلیفم نمیدونم راهم چیه و کدومه...
دوست دارم پیشرفت کنم ولی نمیتونم خسته ام هم روحی هم جسمی و هم ذهنی...
کلمات زیادی توی مغزمه که دوست دارم تک به تک این واژه هارو بنویسم تا راحت بشم اما بازم نمیتونم...
گیر کردم نه راه پس دارم نه راه پیش...
سعی میکنم خودمو جمع و جور کنم اما میبینم خیلی عقبم از همه چی...
پس بازم نمیشه و نمیدونم اما من میدونم...
از این شاخه به اون شاخه میپرم چون کلمات زیادن و من توانایی چیدن اونارو ندارم فقط میخوام خالی کنم ذهنمو از واژه هایی که میخوان آزاد بشن...
دیدگاه ها (۰)

از جهان تاریک درونم لذت میبرم... 🖤

چه جالب... 🖤

کسی اهمیت نمیده... پس گوربابای بقیه... 😏

من اینطوررریم فقط؟؟؟ الان دوتا امتحان داریم دعا کنید خوب باش...

خب.....نمیدونم از کجا شروع کنم......خب من اخلاقم خیلی خیلی خ...

میخوام کاسه شعر بگم، کاسه شعربراتون سوال شده که چرا همش اپدی...

وقتی میگم "دوست دارم" از روی عادت نیس یا یه کلمه ای نیست ک ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط