{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اونجا متوجه عمق فاجعه شدم که دیدم تو فکر میکنی من با ه

من اونجا متوجه عمق فاجعه شدم که دیدم تو فکر میکنی من با همه انقدر خوب و مهربونم.
یادمه یه بار خیلی از دستش ناراحت شدم، اونقدر که نمیتونم بگم چقدرا، باز ببین برای اینکه دلم تنگ شده بود گفتم: از دست من ناراحتی!؟ آدما چقدر وقتی یکیو میخوان، بی دفاع میشن/ مظلوم میشن عینه حقیقته :)))

اول شور و شوقم رفت، بعد خودم
نه اولیو فهمیدی،نه متوجه دومی شدی..
دیدگاه ها (۰)

قفلي‌ت🎨

بعضی وقتا دلم میخواد مغزمو از سرم در بیارم بذارم جلوم، بهش ب...

#MR KIARASH

#Gentlemans_husband#season_Third#part_395_دختریه.. ادامه حرف...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁵¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط