{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان/سکوت دریا (تهیونگ)

P1
&نرو...اتتت
*باید برم مگی...
٪تو رو خدا دل بکن...نرو اتتت
*فعلا...
&اتتتتت
...
در رو بستم و سوار ماشین شدم...
باید هر چه سریع تر میرسیدم...
*اهای...خره هواست کجاست؟
مرتیکه الاغ پیچید جلوم...
...
منم گازشو کرفتم و ...
اشتباهی یک دونه چراغ قرمز خواستم رد کنم که

...

¥پرستار ...
*اخ سرم..
£دارو ی بی هوشی رو تجدید کردم...

...

^من ...من دوست پسرشم!(داد)

...

*اخ سرم...(بی حال)
¥خانم کیم؟خوب خوابیدین
*من کجام؟چی شده؟(گیج)
€شما تصادف کردین...خانم ...شما رو با امبولانس اوردن...
*منظورت چیه؟اینجا ...تو..تو کی هستی؟
€من پرستارم...
(صدا و داد و فریاد)
*اون بیرون...چه خبره؟
€...
در باز شد و دکتر لی با موهای به هم ریخته و عینک کج رو به روی در ظاهر شد...!
¥اهم...خانم کیم بیدارید؟خوبید؟یک اقایی اومده به دیدارتون...
*خانم کیم؟اقا؟
یک پسر جذاب و مو فرفری اومد تو و رو به روی من ایستاد...
^اتتت...خوبی؟
به نظر عصبی بود...ولی خب انگار ذوق زده هم بود!
¥پرستار...
€چشم...
دکتر با دست به پرستار نشون داد که از اتاق من خارح بشه!
پسره نشست روی صندلی
من اون موقع روی تخت نشسته بودم و غرق توی افکارم به وسط صورتش👃🏻ناخوداگاه نگاهم رفت...(عادیه...پیش میاد...!)
شست روی صندلی چرخ دار و خودش رو کشوند سمتم از یک فاصله به بعد اروم اروم رفتم عقب...چند سانتی متر صورتمون فاصله داشت!
...

ادامه دارد...

شرط پارت بعد
لایک۵
بازنشر۲ الی ۳
کامنت ۲
فالو ۷۵ الی ۸۰ تایی بشیم
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی/تولدت مبارک گلدن مکنه

رمان تهکوک

.....//برده ی زیبا//......

قهرمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط