{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرضیه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞


تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم

تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس ، مرغی اسیرم




ز پشت میله های سرد تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت




در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خامُش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم




در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست




ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم

چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم




اگر ای آسمان ، خواهم که یک روز
از این زندان خامُش پر بگیرم

به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر ، که من مرغی اسیرم




من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را

اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را


" فروغ فرخزاد "



#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#مهستی#معین#قدیمی#نوستالوژی#عکس#طراحی#دل#خسته#غمگین#موسیقی#عکس_نوشته#کلیپ#تنهایی#ویسگون#لایک#عاشقانه#جدایی#سریال#فیلم#طبیعت#شاعر#کیدارما#ریمیکس#آرایشی#گل#کرمانشاه#آهنگ#دختر#طنز#خنده#گریه#عید#روزگار#صبر#انتظار
دیدگاه ها (۰)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞😁😁😁 #شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#مهستی#معین#ق...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گف...

من آن شمعم که با سوز دل خویشفروزان می کنم ویرانه ای رااگر خو...

واای از ان روزی که زندانی عشق شدمزندان بان مرا رهاکنی آواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط