{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت چهل و هشتم — زندگی دوباره شروع می‌شود
چهار روز خیلی سریع تمام شد.
دوباره:
جلسه.
تمرین.
عکسبرداری.
پرواز.
مصاحبه.
قرارداد.
و یک پیشنهاد جدید.
ا/ت ساعت هشت صبح در دفتر نشسته بود و قرارداد را می‌خواند.
مدیرش گفت:
ـ این یکی رو باید تا آخر هفته جواب بدیم.
ـ مبلغ؟
ـ بالا.
ا/ت صفحه را ورق زد.
ـ خیلی بالا؟
ـ خیلی.
ا/ت لبخند زد.
ـ پس بررسیش می‌کنیم.
زندگی شخصی‌اش مهم بود.
رابطه‌اش با مین‌گیو مهم بود.
اما زندگی ا/ت فقط رابطه‌اش نبود.
و دوباره همه‌چیز با سرعت خودش حرکت می‌کرد.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط