گرچه پیدا بود از چشمم پریشان حالی ام

گرچه پیدا بود از چشمم پریشان حالی ام
هر که احوال مرا پرسید گفتم عالی ام..!
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌گ‍‌اه‍‌ی وق‍‌ت‍‌ا #س‍‌خ‍‌ت‌ت‍‌ری‍‌ن ک‍‌ار دن‍‌...

꯭م꯭َغ꯭ر꯭و꯭ر ꯭چ꯭ی꯭ه، ꯭ش꯭ُم꯭ا ꯭ل꯭ی꯭ا꯭ق꯭َت ꯭م꯭ُح꯭َب꯭َت ꯭ن꯭َد꯭ا꯭...

یه جایی خوندم که می‌گفت:«دنیا مثل مامانت نیست صبح سرش دادبزن...

فقط‍ کافیہ یہ ذره #ناراحت‍‌ش‍‌ون کن‍‌ی ببی‍‌ن چج‍‌وری #تن‍‌ه...

مادرم گفت که عاشق نشوی، گفتم چشمچشم‌های تو مرا بی‌خبر از چشم...

شده خیابان به خیابان همه را رد کنی ؟!ناگهان به سره یک کوچه ک...

آیینه پرسید که چرا دیر کرده استنکند دل دیگری او را اسیر کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط