تقدیم به دل های زخم خورده و غمگین
درد و دل با که کنم...
پیش من کـم گله کـن منکه خــدای گله ام
بـدتـر از تــو بخدا خسته و بی حوصله ام
همدم و همنفسی نیست بـه جـز غصه مرا
گــره پشت گــره افتـــاده چـرا پشت چـرا
تـن مـن زخمی از تیــغ و هــم از زخم زبان
نـه دگر صبر بـه دل مانده و نه تاب و توان
درد بسیـار ولـی نیـست پــرستــار و طبیب
مثل من نیست کسی بیکس و درخانه غریب
خبــرت نیست چـه ها بـه سرم آورده فلک
روی زخـــمِ جگــرِ سـوختـه پــاشیـده نمک
زنــدگـی تــلخ بــکام مـنِ دلخستـــه ی زار
فصل مـن فصل خـزان نیست نشانی ز بهار
چــه کنــم ایـن دلِ دیـوانـه خـریدار نداشت
هــرکــه آمد بــه دلم داغ غمی تـازه گذاشت
چـه بگویم کـه چه ها این دلِ غمدیده کشید
لحظه ای دلخوشی و خنده از این عمر ندید
درد و دل با که کنم نیست مرا سنگ صبـور
بـه شب ظلمت مـن مـژده دهـد آمـده نـــور
#music_afshin2017
پیش من کـم گله کـن منکه خــدای گله ام
بـدتـر از تــو بخدا خسته و بی حوصله ام
همدم و همنفسی نیست بـه جـز غصه مرا
گــره پشت گــره افتـــاده چـرا پشت چـرا
تـن مـن زخمی از تیــغ و هــم از زخم زبان
نـه دگر صبر بـه دل مانده و نه تاب و توان
درد بسیـار ولـی نیـست پــرستــار و طبیب
مثل من نیست کسی بیکس و درخانه غریب
خبــرت نیست چـه ها بـه سرم آورده فلک
روی زخـــمِ جگــرِ سـوختـه پــاشیـده نمک
زنــدگـی تــلخ بــکام مـنِ دلخستـــه ی زار
فصل مـن فصل خـزان نیست نشانی ز بهار
چــه کنــم ایـن دلِ دیـوانـه خـریدار نداشت
هــرکــه آمد بــه دلم داغ غمی تـازه گذاشت
چـه بگویم کـه چه ها این دلِ غمدیده کشید
لحظه ای دلخوشی و خنده از این عمر ندید
درد و دل با که کنم نیست مرا سنگ صبـور
بـه شب ظلمت مـن مـژده دهـد آمـده نـــور
#music_afshin2017
- ۳۴۲
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط