{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند

#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام...
دیدگاه ها (۰)

#همین_امشب_ڪلیدِ_قُفلِ_این_زنـــــدونِ_تن_بااش...

#گاه_نگاهٺ__شب_تر_از_شب_و_لبٺ_از_نگفتن_پُر...

#سحـر_گاهی_اگـر_سجاده_وا_کردی_دعایم_کن بساط گـریـه در خلوت ب...

#همہ_مهـتاب_بجویندبہ تاریڪي شبمن بہ دنبالِهـــلالِ رُخِ تومی...

خیال  در   همه عالم    بِرفت و باز   آمد که از حضور تو خوش ت...

جانان مرا بگویید بیا مراراهی کنز این شهر تو مرازاری کندر این...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط