انتقام سخت
انتقام سخت
Part: 3
جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا
ات: باشه
سریع لباسامو برداشتم و رفتم اتاق جونگ اون لباسامو عوض کردم و کنار جونگ اون رو تخت دراز کشیدم
جونگ اون: ات اگه جونگ کوک بفهمه طلاق میدتت؟
ات: دوس ندارم ازش جدا بشم من هیچ تقصیری نداشتم (اشک)
جونگ اون: حالا که پیچوندیمش گریه نکن
ات: اگه بفهمه فقط طلاقم نمیده مطمئنم اول به قصد کشت میزنتم شایدم بکشتم (گریه اروم)
جونگ اون: نه اون تو رو خیلی دوس داره نمیزنتت
ات: چون میدونم دوسم داره میگم میکشتم
جونگ اون: نه امیدوارم که نفهمه
جونگ کوک: چیو نفهمم
جونگ اون: داداش درباره تو حرف نمیزدیم
جونگ کوک: اجی اومدم زنمو ببرم بدونش خوابم نمیبره
جونگ اون: اوففف داداش حالا یه شبه دیگه
ات: راس میگه کوک بیخیال امشب
جونگ کوک: وقتی میگم باید پاشی
ات: نمیخوام جونگ کوک
جونگ کوک: اتاونا چیه رو گردنت
سریع موهامو ریختم رو گردنم
ات: چی هیچی نیست
جونگ کوک: چیو دارین از من قایم میکنین ات دستتو بردار (جدی)
ات: جونگ کوک بخدا به خواست من نبود بخدا من نمیخواستم (گریه)
جونگ کوک: کار اون عوضیه؟
ات: ترو خدا ببخشید (گریه)
جونگ کوک: جونگ اون توم تو بازی کشیده شدی خب پس فکر نکن همچی تموم میشه همینجا برای توم دارم(جدی
ات: اون تقصیری نداره
جونگ کوک: زیا برو تو اتاق (عصبی)
جونگ کوک: دفعه اخرت باشه جونگ اون
جونگ اون: ببخشید داداش
ویو جونگ کوک:
در اتاق جونگ اون رو بستم و رفتم داخل اتاق خودم ات رو تخت نشسته بود و گریه میکرد ولی خیلی عصبانی تر از اون چیزی بودم که بتونم گذشت کنم
جونگ کوک: میخوای توضیح بدی؟
ات: اگه بزاری اره(گریه)
جونگ کوک: ذین توضیح نداره ات این ینی خیانتتتت (عصبی)
ات: بخدا من نمیخواستم اون پسر یکی از دوستام بود حدود 6 یا 7 ساله که ندیدمش بهم گفت بیام اینجا تا باهام حرف بزنیم حق حق... وقتی فهمید که ازدواج کردم گفت من عاشقت بودمو چسبید به گردنم بخدا فقط گردنم هیچکار دیگه نکرد(گریه شدید)
جونگ کوک: همین تو برا من خیانت بزرگیهههه ات (عصبی)
ات: ببخشید (گریه)
جونگ کوک: اولا گریه نکن دوما باید به خاطر کارت تنبیه بشی
ات: هر تنبیهی باشه قبول میکنم جونگ کوک جز جدا شدن از تو
جونگ کوک: نه من تنبیهم فرق میکنه خانم جئون و بعدش هم هیچ خبری از کیسه اب گرم نیست
ات: جونگ کوک........ نه...... نه
همینطور جونگ کوک اروم بهم نزدیک میشد و من دورتر میرفتم
ات: جونگ کوک...... میمیرم بدون کیسه اب گرم بخدا نمیتونم بعدش تحمل کنم
جونگ کوک: نه خبری از کیسه اب گرمه و نه دمنوش باید تنبیه بشی ات که دیگه بدون خبر دادن به من کاری نکنی
ات: تو رو خدا قصد کشتنمو داری یچیز دیگه بگو
جونگ کوک: هرکی جای من بود قطعا کشته بودت ات اما من راه دیگم طلاق میخوای کدومو انتخاب کنی
ات: ای خدا (گریه)
ویو ات: همینطور که عقب میرفتم پام گیر کرد به پایه پا تختی و افتادم رو تخت
ات: جونگ کوک خواهش میکنم بعدش بهم کیسه اب گرم بده لطفا
جونگ کوک: نچ
خجالت بکشین😂درسته من نوشتم ولی شما چرا درخواست میدینو میخونین یکم خجالت بکشین😂😂😂
Part: 3
جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا
ات: باشه
سریع لباسامو برداشتم و رفتم اتاق جونگ اون لباسامو عوض کردم و کنار جونگ اون رو تخت دراز کشیدم
جونگ اون: ات اگه جونگ کوک بفهمه طلاق میدتت؟
ات: دوس ندارم ازش جدا بشم من هیچ تقصیری نداشتم (اشک)
جونگ اون: حالا که پیچوندیمش گریه نکن
ات: اگه بفهمه فقط طلاقم نمیده مطمئنم اول به قصد کشت میزنتم شایدم بکشتم (گریه اروم)
جونگ اون: نه اون تو رو خیلی دوس داره نمیزنتت
ات: چون میدونم دوسم داره میگم میکشتم
جونگ اون: نه امیدوارم که نفهمه
جونگ کوک: چیو نفهمم
جونگ اون: داداش درباره تو حرف نمیزدیم
جونگ کوک: اجی اومدم زنمو ببرم بدونش خوابم نمیبره
جونگ اون: اوففف داداش حالا یه شبه دیگه
ات: راس میگه کوک بیخیال امشب
جونگ کوک: وقتی میگم باید پاشی
ات: نمیخوام جونگ کوک
جونگ کوک: اتاونا چیه رو گردنت
سریع موهامو ریختم رو گردنم
ات: چی هیچی نیست
جونگ کوک: چیو دارین از من قایم میکنین ات دستتو بردار (جدی)
ات: جونگ کوک بخدا به خواست من نبود بخدا من نمیخواستم (گریه)
جونگ کوک: کار اون عوضیه؟
ات: ترو خدا ببخشید (گریه)
جونگ کوک: جونگ اون توم تو بازی کشیده شدی خب پس فکر نکن همچی تموم میشه همینجا برای توم دارم(جدی
ات: اون تقصیری نداره
جونگ کوک: زیا برو تو اتاق (عصبی)
جونگ کوک: دفعه اخرت باشه جونگ اون
جونگ اون: ببخشید داداش
ویو جونگ کوک:
در اتاق جونگ اون رو بستم و رفتم داخل اتاق خودم ات رو تخت نشسته بود و گریه میکرد ولی خیلی عصبانی تر از اون چیزی بودم که بتونم گذشت کنم
جونگ کوک: میخوای توضیح بدی؟
ات: اگه بزاری اره(گریه)
جونگ کوک: ذین توضیح نداره ات این ینی خیانتتتت (عصبی)
ات: بخدا من نمیخواستم اون پسر یکی از دوستام بود حدود 6 یا 7 ساله که ندیدمش بهم گفت بیام اینجا تا باهام حرف بزنیم حق حق... وقتی فهمید که ازدواج کردم گفت من عاشقت بودمو چسبید به گردنم بخدا فقط گردنم هیچکار دیگه نکرد(گریه شدید)
جونگ کوک: همین تو برا من خیانت بزرگیهههه ات (عصبی)
ات: ببخشید (گریه)
جونگ کوک: اولا گریه نکن دوما باید به خاطر کارت تنبیه بشی
ات: هر تنبیهی باشه قبول میکنم جونگ کوک جز جدا شدن از تو
جونگ کوک: نه من تنبیهم فرق میکنه خانم جئون و بعدش هم هیچ خبری از کیسه اب گرم نیست
ات: جونگ کوک........ نه...... نه
همینطور جونگ کوک اروم بهم نزدیک میشد و من دورتر میرفتم
ات: جونگ کوک...... میمیرم بدون کیسه اب گرم بخدا نمیتونم بعدش تحمل کنم
جونگ کوک: نه خبری از کیسه اب گرمه و نه دمنوش باید تنبیه بشی ات که دیگه بدون خبر دادن به من کاری نکنی
ات: تو رو خدا قصد کشتنمو داری یچیز دیگه بگو
جونگ کوک: هرکی جای من بود قطعا کشته بودت ات اما من راه دیگم طلاق میخوای کدومو انتخاب کنی
ات: ای خدا (گریه)
ویو ات: همینطور که عقب میرفتم پام گیر کرد به پایه پا تختی و افتادم رو تخت
ات: جونگ کوک خواهش میکنم بعدش بهم کیسه اب گرم بده لطفا
جونگ کوک: نچ
خجالت بکشین😂درسته من نوشتم ولی شما چرا درخواست میدینو میخونین یکم خجالت بکشین😂😂😂
- ۲.۱k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط