متنفرم از وقتی های که یه فامیل نزدیک میاد خونمون
متنفرم از وقتی های که یه فامیل نزدیک میاد خونمون
انقدر درمورد گذشته ای که دیگه وجود نداره و اون جمعی که دیگه قرار نیست برگرده حرف میزنن که برای بار هزارم حسرت گذشته ای رو میخورم که دیگه ندارمش
میگن اگه یکی پشتت باشه همه چی راحت تره اگه اون هم یکی پشتش بود نمیرفت و ما اینطوری پشتمون رو از دست نمیدادیم
هیچوقت فکر نمیکردم با رفتن یه نفره انقدر همه چی خراب ولی شد.
انقدر درمورد گذشته ای که دیگه وجود نداره و اون جمعی که دیگه قرار نیست برگرده حرف میزنن که برای بار هزارم حسرت گذشته ای رو میخورم که دیگه ندارمش
میگن اگه یکی پشتت باشه همه چی راحت تره اگه اون هم یکی پشتش بود نمیرفت و ما اینطوری پشتمون رو از دست نمیدادیم
هیچوقت فکر نمیکردم با رفتن یه نفره انقدر همه چی خراب ولی شد.
- ۲۶۵
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط