{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت حذف شده

**پارت حذف شده
Love in the dark③

فردا شب
ا/ت: سوهو نظر تو چیه؟ یکی بیاد بهت این پیشنهاد بده چیکار میکنی
سوهو: قبول نکردی؟
ا/ت: نه نکردم دیوونه شدم؟
سوهو: چرا؟ او که خیلی پول داره
ا/ت: خب داشته باشه برام اهمیتی نداره من تورو دوست دارم
سوهو: اما من ندارم
ا/ت: چی؟
سوهو: گفتم من ندارم دوست ندارم
ا/ت: چرا؟
سوهو: حقیقتش دختر دیگه ای هست که عاشقشم
ا/ت: میدونم داری دروغ میگی بخاطری که ترسیدی نترس جئون جونگکوک هیچکاری نمیتونه بکنه
سوهو: من واقعا راست میگم باید تمامش کنیم این رابطه رو من از اول هم دوست نداشتم
ا/ت: پس چرا باهام قرار میذاشتی؟
سوهو: برای سرگرمی انگار خیلی جدی گرفته بودی
ا/ت: نکنه جئون بهت پول داده؟
سوهو: چرا باید پول بده من نمیخوامت تمام شد دیگه نه من تورو میشناسم نه تو من رو خداحافظ
ا/ت: صبر کن تو نمیتونی اینجوری تمومش کنی
سوهو: اما تمامش کردم
ا/ت: نه نرو سوهو ازت خواهش میکنم صبر کن باید حرف بزنیم من خودم رو تغییر میدم شاید عاشقم شدی...

چند ساعت بعد
ا/ت: مامان جون😔
م.ب: گریه نکن زیاد هم ننوش فردا حالت بد میشه
ا/ت: حالم خوب نیست او بهم گفت دوسم نداره...
م.ب: بهش فکر نکن بیا عزیزم بیا تو بغلم بخواب
ا/ت: نمیدونم داره چی میشه زندگیم پیشنهاد اون عوضی و دروغ گفتن این عوضی به من هرچی عوضی هست به من نزدیک هستند
مامان بزرگم بغلم کرد و تو بغلش گریه کردم و بعد از خستگی و ناراحتی خوابم برد

چند شب بعد
تو بار بودم یکی از همکارام اومد و جعبه ای دستش بود
گفت: بیا ا/ت این برای تو هست پستچی آورد
ا/ت: برای من؟ نگفت کی فرستاده
گفت: نه نگفت
ا/ت: ممنون
گفت: خواهش میکنم
جعبه رو باز کردم چندتا عکس داخلش بود
ا/ت: این عکس ها..
سوهو و یه دختر بودن
سریع رفتم بیرون کسی رو ندیدم
ا/ت: کی این عکس هارو فرستاده؟
یعنی واقعا سوهو با دختر دیگه ای قرار میذاشته؟ داشت بهم خیانت میکرد عکس هارو پاره کردم و گذاشتم تو سطل زباله


فردا
م.ب: خوشمزست؟
ا/ت: عالیه عاشقشم ممنون
تق تق تق
ا/ت: من میرم در رو باز کنم
رفتم در رو باز کردم کسی رو ندیدم
فقط دسته گل بزرگی بود
م.ب: کیه عزیزم؟
ا/ت: یکی دسته کل فرستاده
م.ب: تو که جدا شدی پس این رو کی فرستاده
ا/ت: نمیدونم
نامه ای روی گل دیدم
[برای همسر آیندم]
ا/ت: همسر آینده؟
م.ب: همون پسره فرستاده
ا/ت: آره مامان جون من باید آدرسش رو پیدا کنم برم گل رو جلوی خونش بذارم
م.ب: گرون هم به نظر میرسه
ا/ت: من چی میگم تو چی میگی این مهم نیست این عوضی نقشه ای داره نمیدونم چرا قصد داره بهم نزدیک بشه
م.ب: شاید عاشقت شده
ا/ت: با دوبار دیدن
م.ب: پدربزرگت من رو یه بار دید بار دوم ازدواج کردیم حتی قرار هم نذاشتیم
ا/ت: مامان جون گذشته فرق میکرد من شنیدم خیلی خطرناکه
م.ب: درسته خطرناکه یعنی دل نداره نمیتونه عاشق بشه
ا/ت: خب چرا من؟ من زندگی پردردسر نمیخوام یه زندگی ساده میخوام
م.ب:عزیزم نگران نباش اتفاق های خوب در انتظار تو تا دیر نشده برو بار که اخراجت میکنند
ا/ت: چشم


#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
دیدگاه ها (۳)

love in the dark ⑤فردااز خوب بیدار شدم رفتم در رو باز کردم پ...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

Love in the dark④در حال آماده کردن نوشیدنی بودم که یکی اومد ...

Love in the dark②ا/ت: جئون جونگکوک کیه؟ چانگمی: چی؟ تو جئون ...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط