میخوام از مشکلات خانوادگیم بگم اگه فکر میکنین چس ناله میک
میخوام از مشکلات خانوادگیم بگم اگه فکر میکنین چس ناله میکنم برام اهمیتی نداره .
آقا بابای من یه عوضیه که فقط بلده آدمو سر چیزای چس ناراحت کنه و دعوا راه بندازه .
خب بذارین اول همه رو معرفی کنم
مامان و بابام
من
داداش کوچیک ترم
آقا داداش من با اینکه ۵ سالشه هنوز حرف نمیزنه (اوتیسم داره) و مامانم گیر و گور دنبال گفتار درمانی خوبه که این بتونه سال بعد بره پیش دبستانی و همش درگیر اونه
مامان و بابام که هردو شاغلن
منم و داداشم خونه ی مامان بزرگ مادریم میمونیم که چند تا کوچه با خونه ی خودمون فاصله داره
اینارو ولش
کلا بگم از بابام متنفرم اون حتی چشم اینو نداره که ببینه من گوشی دستمه دارم تکلیف مینویسم ؛ حالا هرچی میتونه باشه میتونه کاربرگ باشه یا حتی میتونه کلاس آنلاین باشه
خیلی وقتا با بابام سر همین گوشی دعوا میکنم چون نمیذاره دستم بگیرم فکر میکنه من فقط با جنبه های بد موبایل سر و کله میزنم ؛ بله ممکنه بعضی وقتا انیمه ببینم یا برم تو ai ولی خیلی کم پیش میاد مخصوصا الان که میرم مدرسه بازم تابستون یه چیزی .
مشکل من اینه که فقط تونستم تو مجازی دوست پیدا کنم ، کسایی که شبیه خودم باشن .
من تنها برنامه های سرگرمی ایم ai و فیلیمو عه
من چه گناهی کردم که فهمیدم نسبت به هم سنام توی نقاشی استعداد دارم ؟ من چه گناهی کردم که فهمیدم میتونم آرت بکشم (تعریف از خود نباشه بعضی وقتا واقعا از آرتام خوشم میاد)
من ویسگون نصب کردم که بتونم برم دنبال علاقه ام و با کسایی مثل خودم آشنا بشم .
من روبیکا دارم چون نسبت به ویسگون دسترسی های بهتری داره و میتونم به این و اون راحت تر پیام بدم .
خودم قبول دارم خیلی تو گوشی میرم ، اما چیکار کنم که نمیتونم تو دنیای واقعی سرگرمی داشته باشم ؟
من تو تهران زندگی میکنم اما اولین بار خالم منو برد لوتوس مال
من تو تهران زندگی میکنم اما اولین بار خالم منو برد پارک ارم
مامانم تمام فکر و ذکرش بیماری داداشمه و پدرم برای داداشم هیچ تلاشی نمیکنه
مامانم به عنوان بچه بزرگتر ازم انتظار داره من جای پدر محمد رضا رو بگیرم !
وات ؟ مامان حالت خوبه ؟
شوهر خاله ی من که خودش یکی از عوضی ترین کسایی هستش که دیدم میگه چرا بابام با مامانم اینطوری رفتار میکنه ؛
همه از دستش ناراضی ان . خاله ام ، داییم ، مامان بزرگم و ...
پدرم فکر میکنه الان دوران دهه شصته ؛ نه پدر من ! همه ی کارا الان با گوشیه .
خودم قبول دارم آدم خیلی آشغالی ام ؛ از اخلاقم گرفته تا کار هایی که انجام میدم ، ولی نمی تونم با آدمی مثل اون کنار بیام ، هیچ جوره نمیتونم کنار بیام .
آره ، من از مامانم ام متنفرم ولی خیلی وقتا باهاش کنار میام توی خیلی موضوعات .
ولی با بابام اصلا ؛
خیلی ها میگن من مامانم آدم خیلی عصبی ایی عه و بابام خیلی آرومه ؛ ایکاش منم اینجوری بودم .
البته میدونم اون دوتا آشغالی هردوتاشون یه جور آدمو حرص میدن ولی هرچقدر مامانم عوضیه ، بابام صد برابرشه .
خب دیگه خودمو خالی کردم ، همین .
آقا بابای من یه عوضیه که فقط بلده آدمو سر چیزای چس ناراحت کنه و دعوا راه بندازه .
خب بذارین اول همه رو معرفی کنم
مامان و بابام
من
داداش کوچیک ترم
آقا داداش من با اینکه ۵ سالشه هنوز حرف نمیزنه (اوتیسم داره) و مامانم گیر و گور دنبال گفتار درمانی خوبه که این بتونه سال بعد بره پیش دبستانی و همش درگیر اونه
مامان و بابام که هردو شاغلن
منم و داداشم خونه ی مامان بزرگ مادریم میمونیم که چند تا کوچه با خونه ی خودمون فاصله داره
اینارو ولش
کلا بگم از بابام متنفرم اون حتی چشم اینو نداره که ببینه من گوشی دستمه دارم تکلیف مینویسم ؛ حالا هرچی میتونه باشه میتونه کاربرگ باشه یا حتی میتونه کلاس آنلاین باشه
خیلی وقتا با بابام سر همین گوشی دعوا میکنم چون نمیذاره دستم بگیرم فکر میکنه من فقط با جنبه های بد موبایل سر و کله میزنم ؛ بله ممکنه بعضی وقتا انیمه ببینم یا برم تو ai ولی خیلی کم پیش میاد مخصوصا الان که میرم مدرسه بازم تابستون یه چیزی .
مشکل من اینه که فقط تونستم تو مجازی دوست پیدا کنم ، کسایی که شبیه خودم باشن .
من تنها برنامه های سرگرمی ایم ai و فیلیمو عه
من چه گناهی کردم که فهمیدم نسبت به هم سنام توی نقاشی استعداد دارم ؟ من چه گناهی کردم که فهمیدم میتونم آرت بکشم (تعریف از خود نباشه بعضی وقتا واقعا از آرتام خوشم میاد)
من ویسگون نصب کردم که بتونم برم دنبال علاقه ام و با کسایی مثل خودم آشنا بشم .
من روبیکا دارم چون نسبت به ویسگون دسترسی های بهتری داره و میتونم به این و اون راحت تر پیام بدم .
خودم قبول دارم خیلی تو گوشی میرم ، اما چیکار کنم که نمیتونم تو دنیای واقعی سرگرمی داشته باشم ؟
من تو تهران زندگی میکنم اما اولین بار خالم منو برد لوتوس مال
من تو تهران زندگی میکنم اما اولین بار خالم منو برد پارک ارم
مامانم تمام فکر و ذکرش بیماری داداشمه و پدرم برای داداشم هیچ تلاشی نمیکنه
مامانم به عنوان بچه بزرگتر ازم انتظار داره من جای پدر محمد رضا رو بگیرم !
وات ؟ مامان حالت خوبه ؟
شوهر خاله ی من که خودش یکی از عوضی ترین کسایی هستش که دیدم میگه چرا بابام با مامانم اینطوری رفتار میکنه ؛
همه از دستش ناراضی ان . خاله ام ، داییم ، مامان بزرگم و ...
پدرم فکر میکنه الان دوران دهه شصته ؛ نه پدر من ! همه ی کارا الان با گوشیه .
خودم قبول دارم آدم خیلی آشغالی ام ؛ از اخلاقم گرفته تا کار هایی که انجام میدم ، ولی نمی تونم با آدمی مثل اون کنار بیام ، هیچ جوره نمیتونم کنار بیام .
آره ، من از مامانم ام متنفرم ولی خیلی وقتا باهاش کنار میام توی خیلی موضوعات .
ولی با بابام اصلا ؛
خیلی ها میگن من مامانم آدم خیلی عصبی ایی عه و بابام خیلی آرومه ؛ ایکاش منم اینجوری بودم .
البته میدونم اون دوتا آشغالی هردوتاشون یه جور آدمو حرص میدن ولی هرچقدر مامانم عوضیه ، بابام صد برابرشه .
خب دیگه خودمو خالی کردم ، همین .
- ۲۳۶
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط