{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار من برایت چای بریزم

بگذار من برایت چای بریزم
 آیا گفتم که تو را من دوست دارم ؟
 آیا گفتم که من خوشبخت هستم
 زیرا که تو آمده ای ...
 و حضورت مایه خوشبختی است 
  چون حضور شعر ، چون حضور قایق ها و خاطرات دور ...
  بگذار پاره‌ای از سخن صندلی‌ها را
 آن دم که به تو خوشامد می‌گویند ، برگردان کنم ...
 بگذار آنچه را که از ذهن فنجان‌ها می‌گذرد
  آنگاه که در فکر لبان تواند ...
 و آنچه را که از خاطر قاشق‌ها و شکردان می‌گذرد ، بازگو کنم ...
 بگذار تو را چون حرف تازه‌ای
  بر  "ا ب ج د"  بیافزایم ...
 خوشت آمد از چای ؟
کمی شیر نمی‌خواهی ؟
و چون همیشه به یک حبه قند اکتفا می‌کنی ؟
اما من
رخسار تو را بی هیچ قندی
 دوست دارم ...
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
دیدگاه ها (۹)

نورِ چَشمانَماین روزا برای من زیباترین روزهای زندگیم بوده ، ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط