{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباه مدتی به شازده کوچولو نگاه کرد

روباه مدتی به شازده کوچولو نگاه کرد
و گفت:
خواهش می کنم بیا و مرا اهلی کن!
شازده کوچولو گفت: دلم می خواهد،
ولی خیلی وقت ندارم.
باید دوستانی پیدا کنم و بسیار
چیزها هست که باید بشناسم.
روباه گفت: فقط چیزهایی را که
اهلی کنی می توانی بشناسی.
آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز
را ندارند.
همه چیزها را ساخته و آماده از
فروشنده ها می خرند.
ولی چون کسی نیست که دوست بفروشد
آدمها دیگر دوستی ندارند.
تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن!‌
دیدگاه ها (۲)

آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شدآن جوانی که رهایش کرده بودی...

ما فقط یکبار زندگی می کنیم و اگر درست زندگی کنیم به نظر من ه...

ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻰ ﺷﺒﻴﻪ آدم ﺑﺪا ﺷﻰﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻰ اﻧﻘﺪدوﺳﺖ دارم ﺗﻮرو واﻗﻌﺎ ﺑﺮ...

همه از کاری که شما برای آنها انجام می دهید قدردانی نمی کنند....

Part: ۲۵ داشتم از سالن خارج می شدم که دستم رو کشید و در رو ب...

من عاشق نمیشم 🚫🍷

part:32name: عشق و جداییویو بورامو هاش خیس بود..حموم بوده ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط