چن شاتی  ۱

چن شاتی : ۱ ( شکنجع عاشقانع )

_ یه درصد فک من اعتراف کنم عوضی
ته _ دخترع افریتع اصلحع گزاشتم رو پیشونش ولی این کار مخالف قلبم بود
_ با نگاه پوکر دستمو گزاشتم رو صندلی و لبام تکون دادم گفتم : منتظر چی هستی بیب تو که هر جور دلت خاص منو شکنجع دادی تجاوز کتک حتا موهامو کوتاه کردی منو هر شب با شلاق کبود کردی حالا هم با اصلحع بهم شلیک کن دگ هیچی برام مهم نیست
ته _ بس کن چرا نمیگی اون بار اصلحع کجاس تو اخرین بار با کوک رفتی الان نع کوک هس ن بار اصلحع
_ خوب چون نمی دونم من از چیزی خبر ندارم ما اخرین بار رفتیم اب جو خریدیم
ته _ عوضی میدونی عاشقتم چرا بهم خیانت میکنی
_ من خیانت نکردم ولی با این کارات دگ بهت حسی ندارم کیم
ته _ نفسمو با صدا بیرون دادم ماهاشو پشت گرفتم کشیدم بیرون لامصب چع گوهی میخوری او زنتع ولی مغزم یه چی دگ میگه ولش کردم که متوجه اشکاش شدم براید استایل بقلش کردم سرشو ازم تو سینع هام قایم کرد
_ لعنت بهت کیم عوضی چرا با این همع اذیت باز دوست دارم عوضی ( با خودش )
ته _ بردمش تو اتاق لباس از تو کمد در اوردم کشیومش سمت خودم خاستم کمکش لباسش در بیارم کع
_ برو اون ور خودم در میارم خاستم دستم دراض کنم کع درد گرفت جیغ بنفشی کشیدم
ته _ وایسا اروم لباساش در بیارم بدنش کبود بود تو دلم به خودم لعنت میفرستادم لخت بغلش کردم که متوجع هق زدناش شدم اه این همین دختر چن دقیقع پیش بود که اه ولش کن
_ ولم کن الان میخای باز بغلم کنی ولی باز شکنجم بدی ها چرا میزنیم منکع گفتم که کاری نکردم چرا اذیتم میکنی
دیدگاه ها (۲)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

خارج از چارچوب Part 6_ عوضی، عوضی،عوضی ، خودم اون عوضی رو می...

پارت۴۶

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

اجبار به بدبختی پارت ۱۰

چند پارتی

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط