{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیکعشق مخفی

نام فیک:عشق مخفی
Part: 9


ویو ات*
ی. واقعا؟
ات. اره
ی. ولی خیلی جذابه نه
ات. نگاش کردم اینجوری😑*
ی. باشه باشه کراش نزدم*خنده
ات. اره از قیافت معلومه
رفتیم توی کلاس*

ویو جیمین*
جی. شدم نوکر این ببرمش بیارمش*عصبی
داشتم میرفتم دنبالش*
رسیدم دم مدرسش دیدم ی پسره کمرشو گرفته و داره میاد سمت ماشینم*
فکر کنم دوست پسرشه*
نشست توی ماشین*
ات. سلام*جدی
جوابشو ندادم و رفتیم خونه*
پیادش کردم داشتم میرفتم*
ات. کجا میری؟
جی. به شما مربوطه ایا؟ *جدی*
ات. خب من الان اگر مادرم پرسید چی بگم؟
جی. بگو کار داشت رفت*جدی
ات. باشه
رفتم سر قراره محمولم و حدود دو ساعت طول کشید*
خسته بودمو برگشتم خونه پدرم و زنش رفته بودن و الان منو ات و خدمتکارا توی خونه ایم فقط*
وارد اتاقم شدم دیدم روی کاناپه لش کرده*
جی. وسایل اتاقت اومده چرا نمیری توی اتاقت؟ *جدی
کتمو دراوردم*
ات. باید بچینمشون*چشماشو بست*
جی. خب برو بچین*جدی
ات. فردا میچینم
جی. هوففف فقط ی امشب فهمیدی؟ *عصبی
ات. باشه نمیخوام بخورمت که*خنده
عصبی شدمو رفتم سمتش*
جی. عصاب ندارم حرفی نزن که بعدش پشیمون شی*داد
ات. چیزی نگفتم که*اروم
دکمه لباسم رو باز کردم*



☆ممنون میشم حمایتم کنید☆
دیدگاه ها (۰)

نام فیک:عشق مخفیPart: 10ویو ات*با ترس نگاش کردم*دکمه ی لباسش...

نام فیک:عشق مخفیPart: 8ویو ات*چشامو مالوندم*ات. اه بازم مدرس...

نام فیک:عشق مخفیPart: 7ویو جیمین*جی. گفتم که برام کار پیش او...

نام فیک:عشق مخفیPart: 5ویو جیمین*وایییی خدااا حیف که خواهرمه...

نام فیک:عشق مخفیPart: 6ویو ات*هه نیومده داره قلدری میکنه نشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط