مدیر: تهیونگ، آخرین باری که برای رانندگی بیرون رفتی کی بو
مدیر: تهیونگ، آخرین باری که برای رانندگی بیرون رفتی کی بود؟
تهیونگ: اوه، خیلی وقت پیش بود... مگه اینکه اون موقع که تازه از سربازی مرخص شدم و از خوشحالی بالا و پایین میپریدم. در کل، ماشین من توی خونه مثل یه مجسمه کوچولو توی پارکینگ زیرزمینی مونده. یه جورایی مثل یه فیگور خیلی ریز میمونه.
به پنجره نگاه میکند
تهیونگ: اوه، از اون طرف درخت شکوفههای گیلاس (ساکورا) دیده میشه! اما انگار هنوز کاملاً شکوفه نداده. هیونگ، مطمئنی اینجا زیاد از اینها هست؟ اینجا حتی از اون خیابونی که بودیم هم گرمتر به نظر میرسه. مگه نگفته بودی اینجا پر از شکوفهست؟
مدیر: خب، ما که فقط برای دیدن یه درخت تک و تنها نیومدیم اینجا. الان دقیقاً زمان خوبیه که یه استراحتی بکنیم و تایمی رو بگذرونیم.
تهیونگ: من که فکر کردم الان پیاده میشیم و قدم میزنیم و شکوفهها رو تماشا میکنیم.
مدیر: در واقع، میتونیم همین کار رو هم بکنیم، من مخالفتی ندارم.
تهیونگ: آره، اما... صبر کن ببینم، اون دیگه چیه؟
تهیونگ: اوه، خیلی وقت پیش بود... مگه اینکه اون موقع که تازه از سربازی مرخص شدم و از خوشحالی بالا و پایین میپریدم. در کل، ماشین من توی خونه مثل یه مجسمه کوچولو توی پارکینگ زیرزمینی مونده. یه جورایی مثل یه فیگور خیلی ریز میمونه.
به پنجره نگاه میکند
تهیونگ: اوه، از اون طرف درخت شکوفههای گیلاس (ساکورا) دیده میشه! اما انگار هنوز کاملاً شکوفه نداده. هیونگ، مطمئنی اینجا زیاد از اینها هست؟ اینجا حتی از اون خیابونی که بودیم هم گرمتر به نظر میرسه. مگه نگفته بودی اینجا پر از شکوفهست؟
مدیر: خب، ما که فقط برای دیدن یه درخت تک و تنها نیومدیم اینجا. الان دقیقاً زمان خوبیه که یه استراحتی بکنیم و تایمی رو بگذرونیم.
تهیونگ: من که فکر کردم الان پیاده میشیم و قدم میزنیم و شکوفهها رو تماشا میکنیم.
مدیر: در واقع، میتونیم همین کار رو هم بکنیم، من مخالفتی ندارم.
تهیونگ: آره، اما... صبر کن ببینم، اون دیگه چیه؟
- ۹۶۱
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط