{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 1:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
ویو ات:
+صبح با صدای الارم گوشی از خواب بیدار شدم،اه الان وقت گ. و. ه خوردن تو بود(با الارم گوشیه)بی توجه به صدا سرم و دوباره گذاشتم رو بالشت که این دفعه با صدای مامانم از خواب بلند شدم.
کلافه از خواب بیدار شدم، رفتم سمت دستشویی و بعد از عملیات مسواک زدم در ادامه روتین پوستی مو زدم.کارام رو انجام دادم و با پوشیدن لباس مدرسم(اسلاید دوم♡)از پله ها پایین رفتم.هیچکس جز مامان و اری خواهرم پایین نبود.رفتم رو صندلیه روبه روی اری نشستم و بهش صبح بخیر گفتم اما اون بی توجه بهم داشت با دوست پسرش چت میکرد راستش ناراحت شدم با اینکه به این کاراش عادت کردم و میدونم اون ازم متنفره اونم بخاطر چی؟بخاطر این که همه اکثرا منو بیشتر از اون دوست دارن اونم چراااا؟چون اون از نظر خیلیا خ. ر. ا. ب. ه و من یه دختره اروم و مظلومم(که همیشه این نیستم)
بعد برای این که از فکر بیام بیرون یدونه اروم زدم در گوشم و شروع کردم به خوردن صبحانم.
بعد از صبحونه یه بوسه روی گونه مامان گذاشتم و بی توجه به اری خدافظی کردم.رفتم و سوار ماشین شدم.....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
اسلاید دوم لباس مدرسه ات🍓
دیدگاه ها (۲)

معرفی:

شلامممم🥺من آرمیتام این پبج دوم بنده هست🙂‍↔️https://wisgoon.c...

پارت1:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط