سناریو
⬇️⬇️⬇️⬇️
سناریو از مایکی و ا/ت
ببخشید عوض شده قرار بود از واکاسا و سنجو باشه
چون از واکاسا اطلاعاتی نبود😭
اول از همه سناریو ها کوتاهن پارت ها زیادی دارن
ا/ت تو راه برگشت به خونه بود و دید چندتا ارازل
جلوی راه شو گرفتن و داشتن اذیش میکردن
مایکی که اینو دید دوید سمتشون و با لگد همه رو زد
(لگد گودتی)
ا/ت از مایکی تشکر کرد و مایکی از ا/ت خوش اومد
(خب داستان شروع شد به به)
مایکی سعی می کرد که ا/ت رو بزنه مثلا جمله های سنگین و گنگ می گفت (مایکی گنگعلی)
ا/ت گفت:مرسی که نجاتم دادی بهرحال مخ منو نمی تونی بزنی(مایکی جان ریده شد تو حالت)
خب از شانس خوب مایکی اما هم اومد(فرشته ی نجات)
ا/ت و اما باهم دوست بودن . ا/ت تعجب کرد که مایکی داداش اما هست
اما که ا/ت و مایکی رو با هم دید فکر های بدی کرد (اخ اخ اخ)
مایکی کمر ا/ت رو گرفت و کشید طرف خودش
مایکی گفت: اما ا/ت دوس دختر جدیدمه
اما و ا/ت خشکشون زد ا/ت به دلیل نا معلوم گفت اره
فردا شد مایکی اومد پیش ا/ت
مایکی گفت:چون به اما گفتم دوس دختر منی باید این به حقیقت بپیونده
ا/ت :چییییییییی میخوای بزنمت هااااااااا
مایکی:دیگه دیر شده تو دوس دختر منی و باید باهم باشیم
ا/ت و مایکی رفتن بیرون رفتن پارک و رفتن کافه و.......(خلاصه خوش گذرونی)
ادامه دارد.......
پارت۲
سناریو از مایکی و ا/ت
ببخشید عوض شده قرار بود از واکاسا و سنجو باشه
چون از واکاسا اطلاعاتی نبود😭
اول از همه سناریو ها کوتاهن پارت ها زیادی دارن
ا/ت تو راه برگشت به خونه بود و دید چندتا ارازل
جلوی راه شو گرفتن و داشتن اذیش میکردن
مایکی که اینو دید دوید سمتشون و با لگد همه رو زد
(لگد گودتی)
ا/ت از مایکی تشکر کرد و مایکی از ا/ت خوش اومد
(خب داستان شروع شد به به)
مایکی سعی می کرد که ا/ت رو بزنه مثلا جمله های سنگین و گنگ می گفت (مایکی گنگعلی)
ا/ت گفت:مرسی که نجاتم دادی بهرحال مخ منو نمی تونی بزنی(مایکی جان ریده شد تو حالت)
خب از شانس خوب مایکی اما هم اومد(فرشته ی نجات)
ا/ت و اما باهم دوست بودن . ا/ت تعجب کرد که مایکی داداش اما هست
اما که ا/ت و مایکی رو با هم دید فکر های بدی کرد (اخ اخ اخ)
مایکی کمر ا/ت رو گرفت و کشید طرف خودش
مایکی گفت: اما ا/ت دوس دختر جدیدمه
اما و ا/ت خشکشون زد ا/ت به دلیل نا معلوم گفت اره
فردا شد مایکی اومد پیش ا/ت
مایکی گفت:چون به اما گفتم دوس دختر منی باید این به حقیقت بپیونده
ا/ت :چییییییییی میخوای بزنمت هااااااااا
مایکی:دیگه دیر شده تو دوس دختر منی و باید باهم باشیم
ا/ت و مایکی رفتن بیرون رفتن پارک و رفتن کافه و.......(خلاصه خوش گذرونی)
ادامه دارد.......
پارت۲
- ۲۶۶
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط