خبخبببب همونطور که قول دادم ترجمه لایو ته ته رو هم گذاشتم
خبخبببب همونطور که قول دادم ترجمه لایو ته ته رو هم گذاشتم🔮🎉
🐻:تازه از دوییدن برگشتم
🐻: خیلی وقته لایو نذاشته بودم خیلی وقته گذشته
🐻:این اولایل خیلی سرم شلوغه بوده و داشتم واسه یه سری چیزا آماده میشدم
🐻:و خب بزودی چیزایی که آماده کردیم منتشر میشه
🐻:برای کنسرا گوانگهوامون آماده شدیم
🐻:برای تور جهانی هم همینطور
🐻:برای انتشار آلبوم(Arirang)هم آماده شدیم
🐻:خیلی سرم شلوغ بوده شما چطور بودین؟
🐻:این خونه جدیدمه،اسباب کشی کردم
🐻:اسباب کشی کردم،فک کنم یه مدتی از وقتی اسباب کشی کردم گذشته،اومم تنها اتفاق جدید برام همین بوده
🐻:هنوز نتونستم کامل وسایل اسباب کشی رو مرتب کنم
🐻:درختا؟؟
🐻:از اینجا نمیشه گیاه هارو دید
🐻:این یه تابلوییه که دوسش دارم و این یه درخته که داره رشد میکنه
🐻:هنوزم ...نشون دادن خونه سخته... کم کم و دونه دونه چیزا رو بهتون نشون میدم
🐻:اینم یه نقاشیه دیگست که خیلی دوسش دارم... اگه دقت کنی داره بستنی میخوره
🐻:دوستای جدیدی دارم که به زودی نشونتون میدم
🐻:خب در اصل میخواستم بعد این همه مدت ببینمتون... هرچند راستش من نمیتونم صورت هاتون رو ببینم،آرمی
🐻:این اولایل سرم واقعا خیلی شلوغ بوده و اعضا هم واقعا خیلی خسته بودن،حتی از شدت خستگی چن تا آفت توی دهنم زده
🐻:ولی جون میدونم آرمی چقدر منتظر بوده،اومدم چون نگران بودم توی این مدت انتظار آدیت بشین
🐻:دیگه باید برم
🐻:هوم دلم براتون تنگ شده
اینم از ایننننن
♡لایک و کامنت یادت نره الماسم♡
🐻:تازه از دوییدن برگشتم
🐻: خیلی وقته لایو نذاشته بودم خیلی وقته گذشته
🐻:این اولایل خیلی سرم شلوغه بوده و داشتم واسه یه سری چیزا آماده میشدم
🐻:و خب بزودی چیزایی که آماده کردیم منتشر میشه
🐻:برای کنسرا گوانگهوامون آماده شدیم
🐻:برای تور جهانی هم همینطور
🐻:برای انتشار آلبوم(Arirang)هم آماده شدیم
🐻:خیلی سرم شلوغ بوده شما چطور بودین؟
🐻:این خونه جدیدمه،اسباب کشی کردم
🐻:اسباب کشی کردم،فک کنم یه مدتی از وقتی اسباب کشی کردم گذشته،اومم تنها اتفاق جدید برام همین بوده
🐻:هنوز نتونستم کامل وسایل اسباب کشی رو مرتب کنم
🐻:درختا؟؟
🐻:از اینجا نمیشه گیاه هارو دید
🐻:این یه تابلوییه که دوسش دارم و این یه درخته که داره رشد میکنه
🐻:هنوزم ...نشون دادن خونه سخته... کم کم و دونه دونه چیزا رو بهتون نشون میدم
🐻:اینم یه نقاشیه دیگست که خیلی دوسش دارم... اگه دقت کنی داره بستنی میخوره
🐻:دوستای جدیدی دارم که به زودی نشونتون میدم
🐻:خب در اصل میخواستم بعد این همه مدت ببینمتون... هرچند راستش من نمیتونم صورت هاتون رو ببینم،آرمی
🐻:این اولایل سرم واقعا خیلی شلوغ بوده و اعضا هم واقعا خیلی خسته بودن،حتی از شدت خستگی چن تا آفت توی دهنم زده
🐻:ولی جون میدونم آرمی چقدر منتظر بوده،اومدم چون نگران بودم توی این مدت انتظار آدیت بشین
🐻:دیگه باید برم
🐻:هوم دلم براتون تنگ شده
اینم از ایننننن
♡لایک و کامنت یادت نره الماسم♡
- ۲.۹k
- ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط