آپدیت اکانت اینستاگرام بنگتن
📍آپدیت اکانت اینستاگرام بنگتن:
— KEEP SWIMMING با BTS: راهب سونگ جه
داستان کسایی که متوقف نمیشوند.
و حالا، داستان تو چیست؟
— من در آستانه مرگ بودم. وقتی به بیمارستان رسیدم، به من گفتن که احتمالا بیشتر از یک سال زنده نمیمونم. کبد من بهشدت آسیب دیده بود. دعا میکردم «لطفا بذار فردا صبح بیدار بشم. لطفا نذار قبل از مادرم بمیرم.»
اون زمان یاد اومد که تو متنهای مقدس گفته شده هر غذایی میتونه دارو باشه. با خودم گفتم «پس باید دارو مصرف کنم»، بنابراین چیزایی رو که دارو نبودن کنار گذاشتم و شروع کردم با غذا بدنم رو درمان کنم و تصمیم گرفتم اینو با بقیه به اشتراک بذارم.
به خاطر همین من وارد حوزه تغذیه و آشپزی شدم. من، استاد شماره یک آشپزی سیچوآن هستم. برای شادی، بدن سالم، ذهن آروم و روح پاک لازمه پایهی اینها غذای سالم و پاک باشه، اما برای اینکه غذا سالم باشه، باید نیروی زندگی طبیعت رو در خودش جذب کنه_ آب، خاک، باد، هوا و نور خورشید.
وقتی مواد اولیه سالم باشن، بدن من هم سالم میشه و میتونم خوشحال باشم. وقتی زندگی طبیعت شاد باشه، منم شاد هستم. این اساس آشپزی سیچوآنه.
تمام کارها از جمله پخت برنج، تهیه سوپ و هر چیز دیگهای نوعی تمرین و مراقبه هست. وقتی کشاورزی میکنم، برداشت انجام میدم یا آشپزی میکنم، همه اینها برای من تمرین هستن، با اون یکی میشم، به زندگی شاد میدم و خودم هم شاد میشم و بقیه هم شاد میشن. به خاطر همین وقتی آشپزی میکنم یا تو مزرعه کار میکنم، احساس شکرگزاری و خوشحالی زیادی دارم.
کسی که غذا رو آماده میکنه باید کاری کنه که نیروی زندگی طبیعت تبدیل به دارو برای کسی بشه که اونو میخوره. اما همیشه اینطوری نیست و به خاطر همین خیلی از مردم از نظر جسمی و روحی آسیب میبینن. وقتی خودم خیلی بیمار بودم، فکر میکردم اگر آشپزی بلد نبودم،زنده میموندم؟ من تا مرز مرگ پیش رفتم. غذایی که منو نجات داد، همون چیزی بود که تو لحظه نزدیک به مرگ بهش رسیدم.
من باور دارم مأموریت من انتقال این فرهنگ غذاییه؛ فرهنگی که از ترکیب ۵۰۰۰ سال خرد آشپزی کرهای و ۱۷۰۰ سال آشپزی سیچوآن شکل گرفته. چون همین غذاها بودن که تو اون دوران منو زنده نگه داشتن.
@bts
— KEEP SWIMMING با BTS: راهب سونگ جه
داستان کسایی که متوقف نمیشوند.
و حالا، داستان تو چیست؟
— من در آستانه مرگ بودم. وقتی به بیمارستان رسیدم، به من گفتن که احتمالا بیشتر از یک سال زنده نمیمونم. کبد من بهشدت آسیب دیده بود. دعا میکردم «لطفا بذار فردا صبح بیدار بشم. لطفا نذار قبل از مادرم بمیرم.»
اون زمان یاد اومد که تو متنهای مقدس گفته شده هر غذایی میتونه دارو باشه. با خودم گفتم «پس باید دارو مصرف کنم»، بنابراین چیزایی رو که دارو نبودن کنار گذاشتم و شروع کردم با غذا بدنم رو درمان کنم و تصمیم گرفتم اینو با بقیه به اشتراک بذارم.
به خاطر همین من وارد حوزه تغذیه و آشپزی شدم. من، استاد شماره یک آشپزی سیچوآن هستم. برای شادی، بدن سالم، ذهن آروم و روح پاک لازمه پایهی اینها غذای سالم و پاک باشه، اما برای اینکه غذا سالم باشه، باید نیروی زندگی طبیعت رو در خودش جذب کنه_ آب، خاک، باد، هوا و نور خورشید.
وقتی مواد اولیه سالم باشن، بدن من هم سالم میشه و میتونم خوشحال باشم. وقتی زندگی طبیعت شاد باشه، منم شاد هستم. این اساس آشپزی سیچوآنه.
تمام کارها از جمله پخت برنج، تهیه سوپ و هر چیز دیگهای نوعی تمرین و مراقبه هست. وقتی کشاورزی میکنم، برداشت انجام میدم یا آشپزی میکنم، همه اینها برای من تمرین هستن، با اون یکی میشم، به زندگی شاد میدم و خودم هم شاد میشم و بقیه هم شاد میشن. به خاطر همین وقتی آشپزی میکنم یا تو مزرعه کار میکنم، احساس شکرگزاری و خوشحالی زیادی دارم.
کسی که غذا رو آماده میکنه باید کاری کنه که نیروی زندگی طبیعت تبدیل به دارو برای کسی بشه که اونو میخوره. اما همیشه اینطوری نیست و به خاطر همین خیلی از مردم از نظر جسمی و روحی آسیب میبینن. وقتی خودم خیلی بیمار بودم، فکر میکردم اگر آشپزی بلد نبودم،زنده میموندم؟ من تا مرز مرگ پیش رفتم. غذایی که منو نجات داد، همون چیزی بود که تو لحظه نزدیک به مرگ بهش رسیدم.
من باور دارم مأموریت من انتقال این فرهنگ غذاییه؛ فرهنگی که از ترکیب ۵۰۰۰ سال خرد آشپزی کرهای و ۱۷۰۰ سال آشپزی سیچوآن شکل گرفته. چون همین غذاها بودن که تو اون دوران منو زنده نگه داشتن.
@bts
- ۸۷۵
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط