{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BOM BOM !

#:(💦💋بیچاره شده بودم در واقع خودم حالا بدحال خبرم نداشتم.❗️🌸🐾😹

من اینجوری بودم که خب آره حاجی رمیصارو به عنوان رفقیم می‌دیدم و به عنوان دوست و هیچ حسی بیخودی نداشتم(و با این لزوم) سمتش می‌رفتم بدون نگرانیو اینا ،و فضاسازی بعد بهرحال نمیدونم این وسط چیمیشد انگار یه اشتباه ازم سر میزد مثلا با اینکه هردفعه نیتی نداشتم یه گوهی میخوردم میگفتم یا خدا الان چیکار کردم ،🎃🪔الان این بچه راجبم چی فکر می‌کنه ،
••• بعد جالبه چقد سرزنش کردم خودمو این چ کاری بود کردم رسما لوچ لَوَردِه میکردم خودمو حال چون من سر اینکه آدم صاف و روراستیم گیر میدادم وگرنه اون حرفا درگیره خودم نمی‌کردم.
دو تا مثال میزنم پیش اومد که الان یادمه
(بر اینکه بتونم کمک کنم موضوع رو با مثال پیش اومده بگیری.*)
1 💜
ادامشو نمیخوای بخونی؟$
دیدگاه ها (۰)

دوست دارم🚶🏿‍♂♥️🍕💋 <><><><><<<<><چون.. شیاف بزارم وست )):🅾❗️ ...

وقتی تو این حرفارو میزنی یعنی اصولا خب مدام نگرانمی و مراقبم...

کیزم تو کیز کیزهاپلنامونو یاد داداشت کردم. 🗽💒💕

همیشه وقتی بچه های دیگه میومدن حرف میزدن از رابطه‌هاشون من خ...

وایی یع اتفاق خیلی بد افتاد من این رمانی که داشتم می‌نوشتم ا...

کاش بمیرماز خود قدیمم متنفرم خیلی متنفرمانگار اون کسی نیستم ...

اعتماد پارت|۸۳|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط