{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BOM BOM !

#:(💦💋بیچاره شده بودم در واقع خودم حالا بدحال خبرم نداشتم.❗️🌸🐾😹

من اینجوری بودم که خب آره حاجی رمیصارو به عنوان رفقیم می‌دیدم و به عنوان دوست و هیچ حسی بیخودی نداشتم(و با این لزوم) سمتش می‌رفتم بدون نگرانیو اینا ،و فضاسازی بعد بهرحال نمیدونم این وسط چیمیشد انگار یه اشتباه ازم سر میزد مثلا با اینکه هردفعه نیتی نداشتم یه گوهی میخوردم میگفتم یا خدا الان چیکار کردم ،🎃🪔الان این بچه راجبم چی فکر می‌کنه ،
••• بعد جالبه چقد سرزنش کردم خودمو این چ کاری بود کردم رسما لوچ لَوَردِه میکردم خودمو حال چون من سر اینکه آدم صاف و روراستیم گیر میدادم وگرنه اون حرفا درگیره خودم نمی‌کردم.
دو تا مثال میزنم پیش اومد که الان یادمه
(بر اینکه بتونم کمک کنم موضوع رو با مثال پیش اومده بگیری.*)
1 💜
ادامشو نمیخوای بخونی؟$
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۷

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

the first lie

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟓 جین: بله منم خوشحال میشم که با شما دوست ...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

یه نکته راجب بنی اسرائیل بهتون بگم که توهم برتون نداره !!اون...

Destiny part 21

آخرین دعا 37

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط