{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از اون موقع ک اشک تو چشاش جمع شده بود شات گرفته بودم

دیدگاه ها (۸)

خاطرات یک داروساز

#اوتاکو #انیمه

هعی

هنو نفمیدم چجوری ارن اون تایتان و فرستاد سمت مامانش

منی ک میدونم ارن اون قسمتی ک ب میکاسا گفته بود موهاتو کوتاه ...

هنوز تو فاز افسردگیِ پس از قهرمان نشدن مسی‌عم...#اتک_ان_تایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط