{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت بستری از پر

دستانتــ بستـری از پَـر
که هنگامـ غلبه‌ی خستگـی
برآن پلکــ می‌بندمـ.
دستانتــ، ذاتــ شعرنـد
در فُرمـ و معنـا..
بی‌دستانتــ نه شعر بُود، نه نـثر
نه چیـزی که به آن ادبیاتــ می‌گوینـد...!🦋💞🦋


گجن خیرلی اولسون گوزومون ایشیغی🫂


#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی ماه را روز و شب چارده حیران...

آنکه دائم …نفسش حس تو را داشت منم..!این چنین …عشق تو در سینه...

*🌟 داستان کوتاه💚*وقتى که حاتم طایى از دنیا رفت، برادرش خواست...

هـر چیـزی کـه بـه تـو ربطـی داشـته باشـددوستــ داشتنـی استــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط