تمام تنم میلرزد…
تمام تنم میلرزد…
از زخمهایی که خورده ام!
من از دست رفته ام… شکســته ام
میفهمی؟
به انتهای بودنم رسیده ام
اما…!
اشــــــک نمیریزم
پنهان شده ام پشت
لبخـــندی که درد میــــکند...
از دور نقش است و زیبایی؛ از نزدیک رنج است و روایت...
از زخمهایی که خورده ام!
من از دست رفته ام… شکســته ام
میفهمی؟
به انتهای بودنم رسیده ام
اما…!
اشــــــک نمیریزم
پنهان شده ام پشت
لبخـــندی که درد میــــکند...
از دور نقش است و زیبایی؛ از نزدیک رنج است و روایت...
- ۵۴۸
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط