گاهی دلم نه این‌سوی سینه‌ام که آن‌سوتر در گمنام‌ترین ن

گاهی دلم نه این‌سویِ سینه‌ام، که آن‌سوتر، در گمنام‌ترین ن

گاهی دلم نه این‌سویِ سینه‌ام، که آن‌سوتر، در گمنام‌ترین نقطه‌ی روحم، به جست‌وجویِ گمشده‌ای پرسه می‌زند؛ همان‌جا که ذوق‌ها رنگ باخته‌اند و شورِ زندگی به خاطره‌ای دور بدل گشته. دلم برای بازگشت به روزهایی پر می‌کشد که کودک بودم، رها و بی‌مرز، پیش از آنکه وزنِ این جهان، تمامِ بال‌هایم را بشکند.

اما افسوس که این «منِ اکنون»، آن‌چنان در باتلاقِ این‌سویِ پرچینِ زندگی گرفتار آمده که دیگر برایم هیچ «آن‌سویی» نمانده است. پرچین، مرزی نامرئی شده که مرا برای همیشه از کودکِ درون و آن جهانِ بی‌دغدغه‌ی خویش تبعید کرده است. هرچه بیشتر دست و پا می‌زنم، عمیق‌تر فرو می‌روم و سایه‌ی کودکی، تنها تصویرِ محوی است که از پشتِ غبارِ این روزها، به منِ درمانده می‌نگرد.
دیدگاه ها (۱۲)

مرضیه جانم🌸کنارِ تو، انگار جهاناز تمامِ هیاهویش دست می‌کشد؛ز...

https://wisgoon.com/1372meysambahrami╮‌‌• تولدت مبارک، دوست ...

کامل‌ترین سبک زندگی:۱- پس از مطالعه مکاتب، ادیان و ایسم‌های ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

دیروز ناو آبراهام لینکلن بعد از مدت‌ها به امریکا برگشت. فضای...

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

روز جهانی کودکی پرپر شده ...🖤 ۴۳۶ کودک...۴۳۶ جانِ کوچک،۴۳۶ آ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط