چون قایق بیسرنشین

چون قایق بی‌سرنشین
در شبِ ابری
دریاهای تاریک را
به جانب غرقاب آخرین طی کنیم
امیدِ درودی نیست ...
امیدِ نوازشی نیست ...

#احمد_شاملو

✦ ✦
دیدگاه ها (۱)

من در این آبادی، پیِ چیزی می‌گشتم:پی خوابی شاید،پی نوری، ریگ...

تو را دوست دارمچون صدای اذان در سپیده‌دمچون راهی که به خواب ...

که خاموشی به هزار زبان درگذر است .........🍃🌸#احمد_شاملو✦ ✦ ...

من زندگی می‌کنمدر مرکزِ زخمی که تازه‌ست هنوز ...#اکتاویو_پاز...

پاییز و یلداش اومد و نبودی💔دقیقه ی آخرپاییز تقویم را معطل می...

🌱🧡#در‌اندکِ‌من‌تویی‌فراوان‌یارب🧡🌱'️ بعضی صبرها، فقط به‌خاطر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط