{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم…

تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم…
گمان بردم که به بهشت رسیده‌ام،
اما آن‌چه دیدم
سرابی بود که لبخند می‌زد.
من همانم که تو می‌شناختی،
ولی افسوس…
تو آن نبودی که من دانستم
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣🤣

دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنیدداستانِ غمِ پنهانیِ من، گو...

💔دوست داشتم یک جای زندگی هم که شده احساسات خوبی در من بمانند...

آخرین بحث پارت ۲۱

همخونه اجباری... پارت ۱۳۶«ویو داهی»از پشت شیشه...همه‌چیز رو ...

السلام علی المهدی عج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط