تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم

تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم…

تمام راه را با خیال عطرت نفس کشیدم…
گمان بردم که به بهشت رسیده‌ام،
اما آن‌چه دیدم
سرابی بود که لبخند می‌زد.
من همانم که تو می‌شناختی،
ولی افسوس…
تو آن نبودی که من دانستم
دیدگاه ها (۰)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_8 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سرمو...

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

به راهروی طولانی طبقه‌ی اول نگاه کردم.در انتهای راهرو، یک تا...

👑 پارت سوم | حرف‌های پشتِ لبخندموسیقی تمام شد.صدای تشویق مهم...

چند پارتی

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

فیک

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط