{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچهٔ ꨴ من :: M̴ 🌷

غنچهٔ ꨴ من :: M̴ 🌷

ناز تو چند اگر در میان چشمان به‌هم گسیخته ام دنبال تو باشم ؟؟ مرگ برای تو چند اگر برای آرزوهایم دنبال قیامت باشم ؟؟
شبانگاهی که من از تو نگذشتم و نرفتم گنجشکان خفته بودند آگاه ؛در همان نزدیکی ها یا شاید هم دور بدون لمس تو ، بوییدن تو ، نگریدن تو در همان حال و هوای اول آشنایی بودم..
با خود میگفتم :« به گمانم روزی میرود از دل و جانم و رها میشود از دامان سرد و حسود و مفتضح من ! »
نُه ماه میگذرد از عقیده پوچ و بی خاصیت بندهٔ‌ حقیرِ تو ؛ که دگر نتوان ندارد گلی را بگشاید و داخلش را بو کند
٫ منتظر روییدن غنچه خود میماند ٫
از هر کنار و گوشه ای ضربه می‌خورد بر من ،
باد دیگر روزه نمی‌کشد ،
خورشید نمیدرخشد ،
من درحال فرار هستم و یادم می‌آید کسی منتظر من نیست برمی‌گردم !!
زمانی که همه جا را برای همیشه و جاودانه ترک کنم غنچه من گل میشود -

ـ از طرف بازنده ای به نام N
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط