{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عهده کردم به لب تازنده ام هرگزنیارم نام تو

دیدگاه ها (۰)

بخدابی تودلم پرازغمه...

اینم شانس این نگون بخت

کسی سیلی بهت زدجوری میزنیش که هفت پشتش رایادکته

هنگام طلوع و آفتابِ لب توتب کرده زمین در التهابِ لب توخم می‌...

عشق فراموش شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط