رانندگی
تجربه تلخ یادگیری رانندگی
وقتی هنوز هیچ سابقه ای ار رانندگی نداشتم
من را مجبور کرد وارد خانه بشوم و پارک کنم درحالیکه خانه ما طوری بود که روبه روش تیر برق بود و جو ی آب و من اول کارم بود که بخام رانندگی یاد بگیرم دید نمیتونم و بهش اعتراض میکنم که نمیشه می افتم داخل جوب با دوتا دست خشن و سنگینش گلوم را گرفت و در حالیکه فرمون دستم بود داشتم خفه میشدم گره های دست نامردش را با دستم باز کردم و از ماشین سریع اومدم بیرون و گریه کنان وهق هق کنان رفتم توی خونه.
از اون موقع من دیگه رانندگی را نتونستم هضم کنم.
نتونستم راننده بشوم.
دیوانه روانی
از این وصله ها نصیبتون نشه
وقتی هنوز هیچ سابقه ای ار رانندگی نداشتم
من را مجبور کرد وارد خانه بشوم و پارک کنم درحالیکه خانه ما طوری بود که روبه روش تیر برق بود و جو ی آب و من اول کارم بود که بخام رانندگی یاد بگیرم دید نمیتونم و بهش اعتراض میکنم که نمیشه می افتم داخل جوب با دوتا دست خشن و سنگینش گلوم را گرفت و در حالیکه فرمون دستم بود داشتم خفه میشدم گره های دست نامردش را با دستم باز کردم و از ماشین سریع اومدم بیرون و گریه کنان وهق هق کنان رفتم توی خونه.
از اون موقع من دیگه رانندگی را نتونستم هضم کنم.
نتونستم راننده بشوم.
دیوانه روانی
از این وصله ها نصیبتون نشه
- ۲۱۱
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط