{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقتی‌ست ڪه #آرامشِ جانم شده‌ای

چند وقتی‌ست ڪه #آرامشِ جانم شده‌ای
شوقِ رقصیدنِ نبض و ضربانم شده‌ای

آمدی دست ڪشیدی به دلم زنده شدم
خونِ جاری شده‌یِ در شِریانم شده‌ای

ای ڪه آغوشِ من آغوشِ تو را می‌طلبد
بوسه‌ی غنچه به گلبرگِ خزانم شده‌ای

با دو‌ چشمی ڪه‌ نگارنده‌ی آن‌ دست‌ خداست
تابشِ عشق به شبهای جهانم شده‌ای

از تو لبریزِ جنونم، پرم از شور و غزل
چون ڪه با آمدنت تاب و توانم شده‌ای

با تو بر گوشِ دل آهنگ خدا پیچیده
حالِ عرفانیِ هنگامِ اذانم شده‌ای

《ڪاش در ساحلِ
چشمانِ #تـღـو ↬
من جای شوم...》

🎼#سعید_پورسعید
#مرد_دریا

۱۴۰۴/۷/۲۷


❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎

#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگ‌ترین‌دلیل‌برا‌ۍِدوستْ‌داشتَنۍ

🍂🧡「 #عطر_خاطره 」
دیدگاه ها (۳۷)

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

و ناگهان؛نوبت تو می‌شودو خداونـدبا دستانی سراسر نور،برای توج...

؏شـقهمیشه فریاد نیستــــڪَـاهی در صبورترین جمله‌هاپنهان می‌ش...

اَمن باشید و قابل اعتماد ڪه اگر روزیتمامِ جهان برای آدمی سیا...

#تـღـو ↬ را میخواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگی#تـღـ...

و گاهی سڪوت می‌ڪنمنه از سرِ نبودِ حرفڪه از سرِ سنگینیِ واژه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط