۱۵

مطلب

۱۸۴

دنبال‌کننده

۴۶۰

دنبال‌شده

Agust D

-نصف قهوه ات را که خوردی بیا فنجانهایمان را عوض کنیم؛ در کافه های شهر نمیشود یکدیگر را بوسید!

-نمیدانم؛شاید تو ترسو و مُردد بودی و من... نمی‌توانستم جای دونفر جسور باشم!

-از خیابان میگُذَرم؛ اما اینبار دستی نیست که من را نگهدارد.
تاریخ عضویت: ۱۴۰۱/۰۷/۰۷
مطالب
کالکشن ها
هیچ داده‌ای یافت نشد