وحشی

وحشی
پارت: 1




سلام من اتم و 17 سالمه ما تو کره زندگی میکنیم و پدرم مدیر یه شرکت (+)

سلام من کیم تهیونگم و 26 سالمه من بزرگترین مافیای کره جونوبیم و همه ازم میترسن و مادر و پدرم تو یه اتش سوزی مردن (~)

ویو ات :
صبح ساعت 9 بود که بیدار شدم رفتم دستشویی و یه اب به صورتم زدم بعد هم رفتم پایین (علامت مامان ات(#))

+ سلام مامان قشنگم
# سلام عزیزم بیا برات صبحانه اماده کردم
+ وای مرسی عا راستی مامان من امروز با وانیا به یه مهمونی دعوت شدیم میشه برم؟
# اره عزیزم راحت باش برو یه چیزی بابات تا فردا نمیاد منم میرم خونه خاله و فردا میام اگه دوست داشتی بیا اونجا
+عام ببینم چی میشه



صبحانه رو خوردمو رفتم حموم یه دوش 30 مینی گرفتمو اومدم بیرون ماسک صورتمو گذاشتم و یکم به خودم رسیدم ساعت 11 بود سریع اماده شدم یه هوودی لش مشکی پوشیدم و یه ارایش کردم رفتم دم در وانیا اومد دنبالم و رفتیم همون پارتی که وانیا رو دعوت کرده بودن وقتی وارد شدیم وانیا گفت سریع یه جای دور بشین و منو حل داد سمت دور ترین میز وقتی نشستیم گفتم چرا اینجوری میکنی علامت وانیا ($)
$اونو ببین (اشاره به تهیونگ) بزرگترین مافیای کره و خیلی ترسناک و به هیچ کس رحم نمیکنه
+قیافش اینو نمیگه حالا اصلا به ما چه



ویو تهیونگ.:

چه دختر جذابیه اون باید برا من باشه
~بادیگارد حواست به اون دختره باشه تعقیبش کن و ادرس خونشو و همه چیشو برام بیار بادیگارد یه تعظیم کرد و رفت

ویو ات حدود 2 ساعتی اونجا بودیم و بعد گوشی وانیا زنگ خورد مامانش بود
$الو سلام جانم
.............
$ باشه الان میام
..........
$ خداحافظ
.........
+ چیشده؟
$ حال خالم بده مامانم میگه بیا بریم اونجا
+ اها خب تو برو من میرم خونه
$ نه میرسونمت
+نه میخوام یکم قدم بزنم
$ باشه پس بعدا میبینمت خداحافظ
+ خداحافظ

ویو ات :

وانیا سریع از سر میز بلند شد و رفت سوار ماشین شد منم یکم لیموناد خوردم بعد از سر میز بلند شدم و رفتم خونه تو راه بلند بلند با خودم حرف میزدم ایول امروز خونه تنهام و بعد 5 مین رسیدم خونه داشتم میرفتم بالا که...............


خب اینم پارت یک اگه دوست دارین ادامه بدم
به شرط 3 تا لایک باشه 😝😝
دیدگاه ها (۰)

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

نام: خشم شخصیت ها: ات، کیم تهیونگ و کسایی که تو رمان اشنا می...

نام : وحشی شخصیت ها : ات ، تهیونگ و افراد دیگه که تو فیک اشن...

صدام که میکنی جانم میشنوی ❤️‍🩹

اردو پارت ۵ویو ات:+بله خیلی خوشحال شدم که دیدمتون میشه ولم ک...

خشم پارت 1 +18ویو ات: از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود سریع یه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط