وحشی

وحشی
پارت 2
+18
ویو ات:

داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رفتم در رو باز کردم دیدم همون پسره که وانیا میگفت همون مافیای ترسناک میخواستم در رو ببندم که ریختن داخل خونه من برا اینکه اسیبی نبینم و باهاشون درگیر نشم رفتم تو اتاقم لباسام رو با یه کراپ و شلوار راحتی عوض کردم و پریدم رو تخت و یکم خوابیدم


ویو تهیونگ:
نیم ساعتی میشد که رفته بود بالا برای همین رفتم ببینم چیکار میکنه رفتم تو اتاقش دیدم خوابیده یعنی این از من نمیترسه(تو ذهنش) خب بزار ببرمش تو ماشین بتو رو زدم کنار کراپش یکم رفته بود بالا خدای من چه بدن سفیدی داره چون نمیخواستم کسی بدن سفیدش رو ببینه با پتوش بغلش کردم و بردم گذاشتمش تو ماشین و راه افتادیم به سمت عمارت وقتی رسیدیم بردمش داخل اتاقش گذاشتمش و رفتم پیش اجوما تا درباره اون دختر بهش بگم

ویو ات:

از خواب بیدار شدم دیدم تو اتاق خودم نیستم یه جیغ بلند زدم که یهو پسره اومد داخل

~ چته وحشی چرا داد میزنی
+ من کجامم
~ تو دیگه داخل عمارت من زندگی میکنی
+ چی امکان نداره
~ رو حرف من حرف نزن (یکم داد)
+.. ب.. ب.. باشه
سرم داد زد زدم زیر گریه و رفتم رو تخت نشستم و داشتم گریه میکردم که یهو گفت
~ پاشو خودتو جمع کن گریه هم نکن من کیم تهیونگم میتونی تهیونگ صدام کنی
+ب.. باشه
~ حالا صدام کن
+ تهیونگ
~ افرین من دیگه برم اجوما میاد پیشت

ویو تهیونگ:
وای چقدر قشنگ صدام میکنه از در رفتم بیرون و به اجوما گفتم مراقبش باش

ویو ات:
داشتم اشک میریختم که اجوما در زد و اومد داخل
اجوما: دخترم گریه نکن
+ اخه من کجام؟
اجوما: اینجا عمارت اقای کیم
+ خو من برای چی اینجام
اجوما: نمیدونم عزیزم از رئیس بپرس
دو ساعتی میشد که با اجوما حرف می زدم یه نفر در زد و امد داخل تهیونگ بود اجوما بلند شد و تعظیم کرد منم حرکت اجوما رو تکرار کردم
~ اجوما تنهامون بزار
اجوما: چشم رئیس
~خب خانوم کوچولو میبینم با اجوما کنار اومدی
+من چندتا سوال دارم
~ بگو گوش میکنم
+ اول که چرا انقدر بامن خوب حرف میزنی
ولی با اجوما تند رفتار میکنی؟
~ ام خب ببین کوچولو..
+اسمم ات و کوچولو هم نیستم
~ باشه بببین ات من از تو خوشم اومده و تو دیگه برای منی
+جدی(تعجب 😳)
~اهوم
+ولی من هنوز خیلی بچم واسه اینکه بخوام برای کسی باشم بزار برم خونم
~ خیلی هم خوبی ام ات وسایلت رو گذاشتم تو اتاق خودمون
+اول که وسایل نداشتم دومم که اتاقمون؟
~چند دست لباس برات اوردم و اینکه بله اتاقمون
+ من با تو رو یه تخت نمیخوابم
~ات رو حرف من حرف نزن
ویو ات: داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو.........


بچه ها جون قرار بود سه تا لایک بگیره پارت1 اما خب نگرفت😔 خب اینو چون نوشتم میزارم اگه سه تا لایک گرفت پارت بعدی رو هم میزارم اگه نگرفت که نمیزارم دیگه💔
دیدگاه ها (۰)

نام: خشم شخصیت ها: ات، کیم تهیونگ و کسایی که تو رمان اشنا می...

خشم پارت 1 +18ویو ات: از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود سریع یه د...

وحشی پارت: 1••••سلام من اتم و 17 سالمه ما تو کره زندگی میکنی...

نام : وحشی شخصیت ها : ات ، تهیونگ و افراد دیگه که تو فیک اشن...

وحشی پارت 3 +18داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم...

گل وحشی منپارت ۶ ویو اتخیلی واقعا درد داشتم که تهیونگ از اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط