هرگز گِرِهَت از غزلم واشدنی نیست
هرگز گِرِهَت از غزلم واشدنی نیست
این غنچه پژمرده شکوفاشدنی نیست
شایدتوکه کوه روانی بتوانی
این برکه افسرده که دریا شدنی نیست
هرماه که می آیدازین خانه فراری ست
این خانه ویران شده زیبا شدنی نیست
افتاده به بن بستم و در پیش ندارم
راهی به جزآغوش تو اما شدنی نیست
عشق تو بزرگ است برای دل تنگم
اندوه تو در سینه من جا شدنی نیست
این غنچه پژمرده شکوفاشدنی نیست
شایدتوکه کوه روانی بتوانی
این برکه افسرده که دریا شدنی نیست
هرماه که می آیدازین خانه فراری ست
این خانه ویران شده زیبا شدنی نیست
افتاده به بن بستم و در پیش ندارم
راهی به جزآغوش تو اما شدنی نیست
عشق تو بزرگ است برای دل تنگم
اندوه تو در سینه من جا شدنی نیست
- ۲.۸k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط