{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که در این شعله بیدار
روشنگر شب های بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله که به جز یاد تو، گر هیچ کسم هست
حاشا که به جز عشق گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحائی اندوه تو، ای عشق
در غربت این مهلکه فریاد رسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود، بسم بود.
دیدگاه ها (۱)

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

💞می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو...

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشق تو ب...

سکوت عشق

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط