{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستای گلم عاشق همتونم. حلالم کنید

دوستای گلم عاشق همتونم. حلالم کنید
نمیدونم باید از کجا شروع کنم. امروز تموم امیدم ناامید شد

چندساعت پیش بعد از یک ماه جواب ازمایشمو گرفتم.
روزی که ازمایش دادم ترس تموم تنمو گرفته بود. حتی امروز که رفتم برای جوابش
ترجیح میدادم هیچوقت این جریانو ندونم
شاید دونستنش شماهارو هم ناراحت کنه
خودم شک کرده بودم....
هنوزم دارم به این برگه ها نگاه میکنم و گریه میکنم

دکتر همه چیزو خیلی واضح گفت که ای کاش هیچوقت نمیگفت
تنها امیدم ناامید شد ، از همه چیز مطمئن شدم
لحظات سختی رو سپری کردم ، هیچکس از ازمایش دادنم خبر نداره
هیچکس حتی بهار که نزدیکترین شخص توی خانوادم به منه
نمیخاستم تا قبل از اینکه مطمئن شم حرفشو بزنم
الانم بیشتر از این نمیتونم حرف بزنم با چشمای خیس دارم اینارو میگم
همون چیزایی که دکتر بهم گفتو بهتون میگم
ببخشید اگه دارم همشو میگم دیگه کاریش نمیشه کرد

دکتر گفته :
توی بدن تو یه چیزی هست ، یه نوع خاص از یه کرم که کسی نداره
به بعضی اوقات شروع میکنه به ریختن و دوستاتو سرکار میذاری و هیچ جوری هم اینا نابود نمیشن
من که خودم از وضع راضی م. ولی شماها اگه منو دوست دارین و دوست دارین خوب شم
برام-دعا-کنید
این تنها کاریه که از دستتون برمیاد ، فکرنمیکردم روزی برسه که اینجوری بشه
و این حرفارو از دکتر بشنوم
و مجبور بشم اینجا براتون بنویسم

کامنت هم بدین اقلا یکم شاد بشم
دیدگاه ها (۹)

حالم حال جینکس...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

رمان عشق ممنوع

ثلام نمیدونم چی شد که من تصمیم گرفتم دوباره ویسگون نصب کنم ب...

فیک جونگکوک

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو لیلی ___---سه ماه ...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط