{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر وقت از سرِ کار میومد، یه راست می رفت تو اتاقش دراز می

هر وقت از سرِ کار میومد، یه راست می رفت تو اتاقش دراز می کشید رویِ پتو. ازاین پهلو به اون پهلو ...
هر کار می کرد آروم نمی شد. گریه می کرد از بس درد داشت.
می گفتم: " مادر بذار تا پهلوت رو بمالم، شاید دردش آروم بشه. "
می گفت: " نه مادرجان! این درد، ارث مادرم حضرت زهراست. بذار با همین درد به آرامش برسم ... "
"مادر شهید مجتبی علمدار".....صلوات
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

مافیایه عشق P:52

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 53 " " ویو پارک جیمین ...

پارت ۸۱

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط