سناریو

#سناریو


وقتی باهاشون صحبت میکنی و اعتراف میکنی من عاشق تهیونگم:

نامجون:واقعاااا؟اووو چه باحال

جین:تهیونگ داداش تبریک میگم ایشالا ب پای هم پیر شین
تهیونگ:چی میگی تو

شوگا:واقعا؟ات تو راستی راستی عاشق تهیونگی؟اووو چه جالببب

جیهوپ:خب چرا الان داری میگی زودتر میگفتی دیگ

جیمین:عهههه پس عروسی تو راهه.همیشه دلم میخواس زودتر عروسی تهیونگ بشه

تهیونگ:چیییی؟واقعا عاشق منی؟

جونگکوک:عه چه جالب منم عاشق تهیونگم

تامام تامام
دیدگاه ها (۲)

#سناریو وقتی داری با تلفن حرف می‌زنیم (حرفهای عاشقانه) و اون...

#سناریو وقتی زیاد حرف نمیزنی تو کلاس حتی قبل از ورود معلم (ب...

وقتی با خودت هعی راه می ری و می خونی:به من میگن بتمنی دل نمی...

#سناریو وقتی وسط دعوا محکم بامشت میزنی جای حساسشون:نامجون:هی...

[تکپارتی] [از تهیونگ ]【قرار بود کشته بشی ولی م...

چند پارتی درخواستی { ازدواج کردی بیبی؟²}ویو کوکتا شب همش داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط